داستان مردم محله‌ای که محاصره شده‌اند

 

هجوم برج‌های بتنی به کوچه باغ‌های تهران

 

ایران آنلاین، ۶ مهر ۱۳۹۵ :خیابان منتهی به شهرک نیایش آنقدر سرسبز و با صفاست که چیزی کم از شمال کشور ندارد.

اینجا جغرافیای تهران را گم خواهید کرد مگر اینکه سری بچرخانید و برج‌های بالای دره و شلوغی بزرگراه شهید چمران را ببینید. رودخانه‌ای هم از کنار خیابان منتهی به محل رد می‌شود. محلی که در گذر زمان بارها نام عوض کرده زمانی باغ‌چاله ونک و بعدها اسلام آباد و حالا شهرک نیایش. باغ‌چاله‌ای که با ساخت اتوبان چمران در دهه ۴۰ از ده‌ ونک کنده شد و به یک محله جداگانه و مستقل تبدیل شد حالا اما اهالی محل درگیر چانه‌زنی با شهرداری تهران هستند تا محله و خاطرات چندین ساله‌شان را همان‌طور که بود حفظ کنند. کسی چه می‌داند چه بر سر آخرین کوچه باغ‌های تهران خواهد آمد؛ بنا به ادعای شهرداری پارک خواهد شد یا برج‌های تازه‌ای در آن خواهد رویید.
کودکان شادمانه در کوچه‌ باغ‌های محل بازی می‌کنند و حسابی سر و صدا راه می‌اندازند. بعضی از اهالی محل به سبک سال‌های پیشین همه‌ محلات تهران بیرون خانه‌ها نشسته‌اند. لا‌به‌لای خانه‌ها، زمین‌های خالی زیادی هست که بعضی از آنها پر از نخاله‌های ساختمانی است و بعضی از قطعات هم تبدیل به پارکینگ همسایه‌ها شده است. شهرداری جلوی زمین‌ها تابلوهایی نصب کرده که روی آنها نوشته شده: «خریداری شده توسط شهرداری»

با تصویب طرح جامع تهران، امتداد بزرگراه چمران به‌عنوان «رود دره اوین- درکه» در نظر گرفته شد. اگرچه هنوز طرحی با جزئیات در مورد این محله از تهران به تصویب نرسیده و تکلیف کلی آن روشن نیست، شهرداری تهران برای اجرایی کردن طرح محور رود دره اوین- درکه و تغییر کاربری این محل دست به کار شده و در این راستا با هر شکلی از بازسازی، نوسازی یا بهسازی در محله برخورد می‌کند. به‌همین دلیل خیلی از خانه‌ها از سر و شکل افتاده‌اند و تعدادی هم در حال تخریب هستند. این یکی از نگرانی‌های ساکنان محله است. آنها می‌گویند محله ما دارد به یک ناحیه حاشیه‌ای شبیه می‌شود و خیلی‌ها فکر می‌کنند ما به خاطر نداری و بی‌پولی اینجا زندگی می‌کنیم.
مظفر مبینی با دختر کوچکش جلوی در خانه‌ ایستاده‌اند و باغ رو به رو را تماشا می‌کنند. نسیم خنکی از سمت باغ می‌وزد. مبینی ۲۰ سال است که در این محل سکونت دارد. کارمند دانشگاه الزهراست و هر دو دخترش در همین محله به دنیا آمده و بزرگ شده‌اند. می‌گوید هر روز بعد از ظهر بیرون می‌آیم و توی محل قدم می‌زنم. یکی از خوبی‌های شهرک نیایش این است که ساکنانش دیگر احتیاج به پارک رفتن ندارند و بچه‌ها در وضعیت خوبی بزرگ می‌شوند. نعمتی که خیلی از محله‌های تهران از آن محروم هستند.
از مبینی درباره امنیت محله و بافت جمعیتی ساکنانش می‌پرسم. می‌گوید: «تا جایی که من می‌دانم، همه محلی‌ها آدم‌‎های خوبی هستند. معلم بازنشسته، کارمند قوه قضائیه، سرهنگ بازنشسته… اینجا هم درخت و باغ زیاد است و خیلی‌ها فکر می‌کنند هرجایی که درخت و باغ باشد، لابد پر از خلافکار هم می‌شود! البته همه ما شنیده‌ایم که شایعاتی در این زمینه هست اما بیشتر این شایعات را کسانی راه می‌اندازند که این حرف‌ها برایشان سودی دارد.»
او از امنیت محل می‌گوید و اینکه خیلی وقت‌ها پیش آمده که در ماشین باز مانده و هیچ اتفاقی نیفتاده. خانه‌اش کمی قدیمی شده و به نظر احتیاج به بازسازی دارد اما آن‌طور که خودش می‌گوید شهرداری نمی‌گذارد خانه‌ها را بازسازی کنند: «شهرداری می‌گوید چون سند ندارید نمی‌توانید بازسازی کنید. درحالی که از ما عوارض می‌گیرد و بعضی خانه‌ها هم که سند دارند باز حق بازسازی ندارند.» از دخترش می‌پرسم کجا مدرسه می‌رود؟ لیلا موهای طلاییش را کنار می‌زند و می‌گوید: «می‌روم میدان کاج، مدرسه حکمت.»
– سخت نیست از اینجا تا آنجا رفتن؟:
– نه. با سرویس می‌رویم و می‌آییم.
– دوست نداری مثل خیلی‌ها در آپارتمان زندگی کنی؟
– نه اینجا را دوست دارم. می‌شود توی کوچه رفت و بازی کرد.
گمانه‌های مختلفی در مورد آینده این محل وجود دارد. بعضی‌ها می‌گویند برنامه شهرداری این است که اینجا را به خاطر آب و هوای خوب و رودخانه و باغ‌های زیادش تبدیل به منطقه گردشکری کند. اما مردم این طرح را باور نمی‌کنند و می‌گویند اگر شهرداری می‌خواهد اینجا را تبدیل به فضای سبز کند، چرا آب را به روی بعضی از باغ‌ها بسته و درخت‌ها را سوزانده. بعضی هم می‌گویند اگر قرار است به بهانه زندگی در حریم رودخانه، ما را از اینجا پراکنده کنند، چرا در اسلام آباد شمالی مجوز دو ساختمان بلند داده شده که پایه‌هایشان در آب است؟ خیلی از اهالی معتقدند شهرداری می‌خواهد اینجا را به خاطر موقعیت خوبی که دارد از آنها بخرد و به برج‌سازان بفروشد. این‌ها را در جلسه‌ای که در مسجد محل گرفته‌اند هم بیان می‌کنند و دنبال راهکار می‌گردند.
این محل از شمال به شهرک آتی ساز، از جنوب به بزرگراه همت، از شرق به بزرگراه شهید چمران و از غرب به قسمتی از شهرک غرب و سعادت آباد محدود شده است و این موقعیت خوب و نیز دسترسی محل به مراکز شهری و در عین حال آب و هوای خوبش باعث شده اهالی قیمت‌های پیشنهادی شهرداری را نپذیرند. آنها می‌خواهند شهرداری خانه‌های‌شان را هم قیمت با زمین‌های اطراف این محل خریداری
کند.
کرامت اصلانی رو به روی خانه‌اش در حال تمیز کردن اتومبیل است. خانه‌اش با باغ روبه رویی چند متری فاصله دارد. اصلانی ۴۰ سال است که ساکن این محل است. او می‌گوید: «سال‌ها پیش خودمان اینجا را خاکبرداری کردیم و کوچه باز کردیم. اما حالا مانده‌ایم بلاتکلیف. شهرداری نمی‌گذارد خانه را بازسازی کنیم و قیمت پیشنهادی هم که می‌دهد آنقدری نیست که بشود از اینجا رفت و جای دیگری خانه خرید. اینجا هم امکانات کم است.» همسر او دنباله حرفش را می‌گیرد: «آقا ما اینجا یک نانوایی هم نداریم. چون شهرداری اجازه نمی‌دهد. مجبوریم هر بار کلی راه برویم تا خارج از محل یک نانوایی پیدا کنیم.»
اصلانی هم مانند بقیه اهل محل دل پرخونی دارد او می‌گوید: «چند سال پیش برای اخد سند به شهرداری، هشتصد هزارتومان پرداخت کرده اما هنوز خبری از سند نیست و بقیه که سند دارند هم اوضاع بهتری ندارند. این محله مدرسه‌ای هم ندارد و اهالی مجبورند با سرویس بچه‌ها را به اطراف
بفرستند.»
یکی از کارهای شهرداری که خیلی از اهالی محل را نسبت به خود بدبین کرده قضیه تصرف مدرسه‌ای است که به صورت خود جوش و مردمی ساخته شده بود. اکبری یکی از ساکنان محل می‌گوید: «‌زمینی توسط مهندس «صمد کمپانی» به اهالی این محل هدیه شده بود. اما پس از چند سال شهرداری به بهانه نوسازی این مدرسه را برای مدتی تصرف کرد و بعد از چند وقت آنجا را به ستاد حریم تغییر کاربری داد.» ساکنان محله آنچنان که می‌گویند تا قبل از ساخت این مدرسه با مشکل مواجه بودند چون هیچ‌کدام از مدرسه‌های محدوده‌های اطراف اجازه ثبت‌نام به فرزندانشان نمی‌دادند.
بیشتر درهای خانه‌های کوچک و قدیمی اما با صفای محل باز است.  چند خانم جلوی در خانه‌ای که از در و دیوارش گل و گیاه آویزان است نشسته‌اند. چند جوان هم مقابل یک باغ توت زیبا گعده کرده‌اند و حرف می‌زنند. اینجا در کوچه باغ‌های با صفا و مردم خوش برخوردش می‌شود تمام خصوصیات یک محل خوب و قدیمی را دید. کم کم غروب می‌شود و نور طلایی خورشید، محله شهرک نیایش را زیباتر می‌کند. قدم زنان از کوچه باغ‌ها عبور می‌کنم و با خودم می‌گویم کاش قرار نبود همه جای تهران را شبیه هم کنیم.

 

دیدگاه
شورا
محمد حقانی
رئیس کمیته حفاظت محیط زیست شورای شهر تهران

در جریان مشکلات و مسائل حقوقی منطقه شهرک نیایش قرار دارم و بارها به این محل رفته‌ام و با اهالی آن در مسجد و محل گفت‌و‌گو کرده‌ام. یکی از مشکلاتی که مردم در این منطقه دارند قیمت پیشنهادی شهرداری برای زمین‌هایشان است و واقعاً هم این قیمت برای خرید خانه‌ دیگری خارج از آن محل کفاف نمی‌دهد. خواسته دیگر آنها اسکان در همان محل است و در این راستا با گفت‌و‌گویی که با شهردار و مسئول شهرسازی و معماری داشتم از آنها خواستم که برای مردم در همان منطقه به شکلی که منافاتی با طرح‌شان نداشته باشد مجتمع‌های مسکونی بسازند. فکر می‌کنم مردم منطقه و شهرداری و کمیسیون ماده ۵ هم با این طرح موافق باشند. باید به این نکته اشاره کنم که دلیل اصرار شهرداری برای انتقال اهالی این محل قرار گرفتن خانه‌ها در حاشیه مسیل است که در ازای این کار بر اساس حقوق مالکان به آنها جایی داده می‌شود. شهرداری در این منطقه مطالعات موضعی انجام داده و برای تصویب این طرح آن ‌را به کمیسیون ماده ۵ فرستاده ‌است اما بنده در جریان جزئیات این طرح موضعی نیستم.
دیدگاه
شهرداری

جواد تبت
رئیس اداره املاک شهرداری منطقه ۲ تهران

برنامه شهرداری این است که محله شهرک نیایش را به فضای سبز ویژه‌ای تبدیل کند تا بوسیله درختکاری از سیل در این منطقه و سرریز آن به مناطق پایین دستی تهران جلوگیری کند. برخی شهروندان این موضع شهرداری را دوگانه تلقی می‌کنند و می‌گویند اگر قرار است این محله فضای سبز باشد چرا شهرداری باغ‌ها را خشک می‌کند. اما اگر باغی خشک شده در تملک شهرداری نبوده است.
به هرحال این منطقه به‌علت اینکه در مسیر رودخانه است باید تخلیه بشود. قیمت‌ها هم توسط هیأت ویژه دادگستری تعیین شده و به نظر بنده حتی گران‌تر از قیمت واقعی آنجاست. این هیأت ویژه به همه پارامترها توجه داشته و همه ویژگی‌های خانه‌ها را بخوبی سنجیده. از طرفی تقریباً ۹۰ درصد افراد این منطقه سند مالکیت ندارند و متصرف محسوب می‌شوند. بنده قویاً این شایعه را که شهرداری می‌خواهد زمین‌ها را از مردم بخرد و آنجا برج‌سازی راه بیندازد، تکذیب می‌کنم. در مورد مدرسه‌ای هم که مردم محله از آن حرف می‌زنند و ادعا می‌کنند شهرداری تصرف کرده، باید عنوان کنم در واقع در تملک شهرداری بوده و شهرداری این زمین را به آموزش و پرورش اجاره داده بوده و حالا دوباره این زمین را پس گرفته و تبدیل به ستاد حریم و مرکز مدیریت بحران کرده است.

تلاش شهرداری تهران برای تخلیه اجباری یک محله

گزارش نشست دهم از سلسله نشست های باهمستان/ حاشیه نشینی در شهرک نیایش (اسلام آباد)

 

دمادم. به گزارش معماری نیوز، محله اسلام‌آباد که با نام شهرک نیایش شناخته می‌شود یکی از محلات قدیمی تهران است که اهالی محله از سال ۱۳۴۶باخرید زمین‌های آن به صورت غیررسمی یا با سند رسمی اقدام به ساخت بنا کردند و این روند از سال ۱۳۵۸ تاکنون به تدریج در حاشیه شرقی مسیل اوین – درکه گسترش یافته است. این محله در گذشته در مجاورت محله ده ونک و در ارتباط کارکردی – ساختاری با آن قرار داشته است ولی به واسطه احداث بزرگراه چمران از این محله جدا شده و در سمت غربی بزرگراه و در منطقه ۲ شهرداری تهران قرار گرفته است.

محله اسلام‌آباد از دو بخش شمالی و جنوبی تشکیل شده که در طرفین بلوار مدیریت واقع شده‌اند. این دو محله از طریق مسیری که از زیر پل مدیریت عبور می‌کند با یکدیگر ارتباط دارند. مهم‌ترین ویژگی مشترک میان این دو بخش مسئله مالکیتی زمین‌ها و مداخلات گسترده شهرداری در آن‌ها است. در حال حاضر نیمی از املاک دارای قولنامه غیررسمی و یک سوم دارای مالکیت کامل عرصه و اعیان هستند.

در سال‌های اخیر شاهد اقدامات شهرداری منطقه ۲ شهر تهران در این محدوده به منظور پاکسازی این محله بوده‌ایم. براساس طرح‌جامع شهر تهران امتداد بزرگراه چمران به عنوان رورددره اوین – درکه درنظر گرفته شده و طرحی موضعی برای ساماندهی این محدوده تهیه شده است. مداخلات اخیر شهرداری با هدف (به بهانه) اجرایی کردن این طرح و تبدیل این محدوده به فضای سبز صورت گرفت است.

شهرداری منطقه ۲ شهر تهران (با مدیریت عابد ملکی) و با استناد به این طرح، به تملک زمین‌های این محدوده پرداخت و این تملک‌ها مسائل متعددی را برای ساکنان حتی در شب‌های منتهی به سال نو ایجاد کرد. چراکه شهرداری با لودر قصد تخریب خانه‌های ابتدای شهرک را داشت تا ترس و واهمه در بین اهالی ایجاد شود و در نتیجه آن، فروش خانه‌ها با قیمتی که شهرداری تعیین کرده بود، صورت پذیرد.

این حادثه با وحدت و همدلی اهالی که مانع ادامه کار لودر و ماموران شهرداری شدن به پایان رسید. اما کماکان تشویش و بلاتکلیفی از مسائل آزاردهنده روزمرگی‌های اهالی شده و اگر حمایت و تاثیرگزاری چند خانواده از خانواده‌های شهدا که بیش از سی سال از ساکنان و معتمدان محل بودند، همراه خواست عمومی نبود چه بسا شهرداری تا کنون در پیشبرد اهداف خود موفق می‌شد.

علاوه بر شرایط تعریف شده، وضعیت تملک قطعات نیز ناعادلانه و بدون توجه به شرایط اجتماعی – اقتصادی ساکنان است. نکته قابل تامل دیگر در این میان، صدور مجوز ساخت‌وسازهای بلندمرتبه و گسترده در بالادست محله اسلام‌آباد است که موجبات تردید در حسن نیت شهرداری این منطقه را فراهم می‌آورد.

همانطور که عنوان شد، مداخلات و تملک‌های شهرداری مسائل متعددی را برای ساکنان محله اسلام‌آباد ایجاد کرد. ناامنی و بروز ناهنجاری‌های اجتماعی در فضاهای غیرقابل دفاع ایجاد شده در محله، جلوگیری از بهسازی محله و نوسازی خانه‌ها توسط ساکنان و عدم تعیین تکلیف املاک آن‌ها، عدم ارائه خدمات موردنیاز محله و تغییر کاربری خدمات موجود و … از مهم‌ترین مسائل پیش‌روی ساکنان اسلام‌آباد است.

یکی دیگر از مسائل مطرح شده از سوی ساکنان که موجبات ایجاد فشار روانی برای آنان شده است اطلاق واژه‌هایی چون خلافکار و اوباش به آن‌ها در راستای مخدوش نمودن اذهان عمومی شهروندان نسبت به این محل است. این درحالی است که اغلب ساکنان از افرادشریف جامعه و قدیمی محله هستند که به مشاغل کارمندی و کارگری اشتغال دارند.

در زمینه تامین خدمات نیز شهرداری نه تنها کمکی به اهالی محله نمی‌کند بلکه بدون توجه به شرایط محله خدمات موجود در آن را نیز از بین می‌برد. برای مثال می‌توان به مدرسه محله اشاره کرد که زمین آن توسط فرد خیری برای ساخت مدرسه و مسجد اهدا شده بود و در این زمین اهدایی ساکنان با هزینه و دسترنج خود اقدام به ساخت مسجد و مدرسه کردند اما در حال حاضر از سوی شهرداری و به صورت غیرقانونی تغییر کاربری یافته و تبدیل به اداره حریم منطقه ۲ شده است و همین موضوع علاوه بر بیکاری معلمانی که آنجا شاغل بودند باعث رنجش خاطر مردم شده و از طرفی دانش آموزان مجبورند مسیر طولانی را برای رفتن به مدرسه و ناملایمتی ها را برای ثبت نام در مدارس محلات دیگر تحمل کنند.

همه این مشکلات در یکی از محلات قدیمی شهر تهران که با ناکارآمدی مسئولان درگیر مسائل بافت فرسوده و حاشیه‌نشینی شده و در ضمن آن تعلق خاطر ساکنان به محل سکونتشان باب گفت‌وگویی بود که باهمستان روز دوشنبه بعد از سه ماه حضور در محل، ارتباط با اهالی، معتمدان و اعضا شورایاری برای رساندن صحبت‌های مستقیم مردم به گوش مسئولان و پیگیری مطالباتشان از نهادهای مربوطه و قانونی ایجاد کرد. به این ترتیب خواسته‌های اصلی شهروندان محله تعیین تکلیف و اعطای مجوز ساخت به بناهای شهرک یا اختصاص بخشی از زمین‌های شهرک برای تجمیع ساختمان‌ها در آن و یا درغیر این صورت خرید بناهای شهرک به قیمت روز و به قیمت بناهای اطراف شهرک نیایش است.

گفتنی است که اهالی آگاه محله اسلام‌آباد تاکنون اقدامات متعددی برای رفع مشکلات محله و رساندن معضلات و خواسته‌های خود به گوش مقامات رسمی کشور و مدیریت شهری داشته‌اند ولی این تلاش‌ها تا به امروز بی‌نتیجه مانده است و هیچ یک از نهادهای مذکور نتوانسته‌اند اقدام مقتضی را برای این محله در پیش گیرند. با این وجود ساکنان این محله دست از تلاش‌های خود بر نمی‌دارند و همچنان پیگیر مطالبات برحق خود هستند.

پس از برگزاری این نشست مدنی با توجه به استقبال و اعتماد مردم و حضور موثر کارشناسانی که از شرکت عمران و بهسازی و شورای‌عالی معماری و شهرسازی وزارت راه و شهرسازی در کنار مردم بودند، باهمستان به عنوان یک سازمان مردم نهاد بر آن است گزارش این نشست و گفت‌وگوی مردمی را به سمع مدیران و مسئولان مربوطه برساند و در پیگیری حقوق به حق ساکنان شهرک نیایش(اسلام آباد) آن‌ها را همراهی کند.

«شهرک نیایش»؛ طرد شده در نیایشِ آهن و دود

«مجمع حق بر شهر باهمستان» به عنوان سازمانی مردم نهاد برای رساندن صدای گروه‌های به حاشیه رانده شده اقدام به برگزاری نشستی با عنوان «پرس و جو پیرامون مسائل و مشکلات محله شهرک نیایش (اسلام‌آباد)» کرد و ساکنان این محله مشکلات خود را با برخی مسئولان در میان گذاشتند.

تأمین ۲۴/ نشست «مجمع حق بر شهر باهمستان» با حضور دکتر منا عرفانیان سلیم، مدیرکل دفتر مطالعات کاربردی و امور ترویجی شرکت مادر تخصصی عمران و بهسازی و مشاور وزیر راه و شهرسازی در مسجد شهید چمران در شهرک نیایش برگزار شد. در این نشست با دعوت از ساکنین محله اسلام آباد، مسائل و مشکلات مردم در مورد محل سکونتشان به طور مستقیم شنیده شد که نتایج این نشست در قالب گزارش به شورای عالی معماری و شهرسازی ارائه می‌شود.

به گزارش «تأمین ۲۴»، سازمان مردم‌نهاد باهمستان در جهت آشنایی مستقیم با مسائل مردم و راهکار‌های آن‌ها سه ماه مداوم در محله حضور پیدا کرد. این فرآیند با گفتگو‌ های مستقیم با مردم محل آغاز و از این طریق ضمن جلب اعتماد مردم، مجموعه‌ای از مشکلات، پیگیری‌ها و پیشنهادهای آن‌ها جمع‌آوری شد.

بسیاری از اهالی محله دل خوشی از غریبه هایی که به آن جا می‌آیند ندارند. گذر از این بی‌اعتمادی با حضور مداوم در محله و هماهنگی با اعضای شورایاری محله ممکن شد. تصمیم بر برگزاری نشستی شد که در آن صدای مردم مستقیما به گوش مسئولان برسد.

اسلام آباد کجاست؟

چند دهه است که آن را اسلام‌آباد می‌نامند. نامی که یاد‌آور زورآبادهایی است که همواره دست‌آویز مسئولان شهری برای برخوردهای قهرآمیز با آن‌ها بوده است. این جا شهرک نیایش است و برخلاف تصور موجود در اینجا خبری از حلبی‌آباد نیست.

محله‌ای است با قدمت پنجاه سال و خانه‌هایی که با وجود نبود اجازه تعمیرات هنوز سر پا هستند و سر زندگی محله را حفظ کرده‌اند. اطلاق واژه‌هایی چون «خلافکار» و «اوباش» به ساکنان این محل در راستای خدشه‌دار کردن اذهان عمومی است که در پرتو آن برخی مسئولان شهری در تلاشند مسیر توجیه تخریب و تخلیه این محله قدیمی و با سابقه را هموار کنند.

محله شهرک نیایش در ادامه ده ونک و در امتداد مسیل اوین-درکه شکل گرفته است. اگر از بزرگراه چمران به سمت جنوب در حرکت باشید، بعد از عبور از کنار برج‌های غول‌پیکر آتی‌ساز و پس از گذر از پل‌های بلند بزرگراه نیایش، بخش‌هایی از آن به چشمتان می‌خورد. مسیری از یک آبادی که شاید هیچ گاه دید شفافی از آن نداشته‌ایم و همیشه از توجه به آن امتناع کردیم و سرمان را کمی بالاتر به برج‌های بلند و تنومند در حال ساخت حاشیه آن گرم ‌کردیم.

به گفته اهالی قدیمی، اولین ساکنان این محله از اوایل دهه ۱۳۴۰ در این بخش از ده‌ونک که آن زمان با نام باغچال ونک شناخته می‌شد با خرید اراضی مستقر شدند. ساکنین محله شهرک نیایش درباره چگونگی پیدایش مشکلاتشان در این محله به زمان احداث بزرگراه پارک‌وی (شهید چمران امروزی) اشاره می‌کنند.

آن‌ها می‌گویند از زمانی که این بزرگراه ده ونک را به بخش‌های شرقی و غربی تقسیم کرد مشکلات اهالی بخش غربی که در حاشیه مسیل سکونت داشتند آغاز شد. آن ها تاکید دارند که تمامی زمین‌هایی که تحت تملک درآمده به صورت قولنامه‌ای (که با عرف آن زمان بوده) مبادله شده است و حتی ۲۵ قطعه توانسته‌اند سند رسمی بگیرند. اما در سال ۱۳۸۴ طی نامه‌ای از طرف شهرداری به اداره ثبت شمیرانات، اعطای سند به ساکنان این محله ممنوع اعلام شد. در حال حاضر نیمی از املاک دارای سند قولنامه‌ای و یک سوم دارای مالکیت کامل عرصه و اعیان هستند.

شهروندان طرد شده از برنامه های شهری

در طول نشست که با حضور بیش از هفتاد نفر از مردم محلی برگزار شد از تاریخچه حضور مردم در این محله تا مشکلات و مسائل پیش آمده صحبت شد و در نهایت اقدامات مردم محلی برای برون رفت از مسئله و پیشنهادات آن ها در این رابطه در حضور دکتر عرفانیان مطرح شد.

در سال‌های اخیر شاهد اقدامات شهرداری منطقه ۲ شهر تهران در این محدوده به منظور پاکسازی این محله بوده‌ایم. طی تصویب طرح جامع تهران، امتداد بزرگراه چمران به‌عنوان رود دره اوین-درکه در نظر گرفته شد و در نهایت طرحی موضعی برای ساماندهی این محدوده تهیه شد که طبق آن، این محله باید خالی از سکنه شده و به پهنه‌ای سبز تبدیل شود.

مداخلات اخیر شهرداری با هدف اجرایی کردن این طرح و تبدیل این محدوده به فضای سبز صورت گرفته است. شهرداری منطقه ۲ شهر تهران (با مدیریت عابد ملکی) و با استناد به این طرح، به تملک زمین‌های این محدوده پرداخته که مسئله اصلی ساکنان این محله تا امروز بوده است؛ آن‌ها «شرایط تعریف شده برای تملک قطعات را نیز ناعادلانه و بدون توجه به شرایط اجتماعی – اقتصادی» می‌دانند .

یکی از ساکنان که در دهه‌های گذشته پیگیر مسائل محله بوده در این‌باره می‌گوید: «در گذشته طرح ۱۲۲ متر فضای سبز حاشیه بزرگراه بود که با شکایات و پیگیری‌هایی که صورت گرفت این طرح به ۳۰ متر کاهش پیدا  کرد. اما حالا و دوباره از سال ۱۳۸۹ طرح روددره‌ها مطرح شده که به واسطه آن تلاش می‌کنند این اراضی را تصرف کنند».

ساکنین محله به اقدام شهرداری در اخذ اقرارنامه از فروشندگان املاک اشاره می‌کنند؛ یکی از ساکنان این محله تشریح می‌کند که «شهرداری در زمان خرید املاک از فروشنده اقرارنامه می‌گیرد که در صورت تغییر کاربری در آینده هیچ ادعایی نداشته باشن»” او که به همراه خانواده‌اش سی سال ساکن این محله است می‌افزاید «هیچ یک از ساکنان این محله با فضای سبز مخالف نیستند»، او درباره اقدامات ابهام آمیز شهرداری در این خصوص می افزاید: «اگر بنا به احداث فضای سبز است، پس گرفتن تعهد در زمان خرید چه توجیهی دارد».

نکته قابل تامل دیگر در این میان، صدور مجوز ساخت‌وسازهای بلندمرتبه و گسترده در بالادست محله اسلام‌آباد است که موجبات تردید در حسن نیت شهرداری این منطقه را فراهم می‌آورد.

خانم محمدی، دبیر شورایاری محله در این‌باره توضیح می‌دهد که «حریم روددره از پل بزرگ‌راه نیایش آغاز و تا خروجی ملاصدرا تعیین شده و  بخش‌های شمالی حریم در نظر گرفته نشده است». همچنین مرزبندی این حریم به صورت غیرمنطقی بسیاری از قطعات ساخته‌شده را شامل نمی‌شود.

جلوگیری از بهسازی محله و نوسازی خانه‌ها توسط ساکنان و عدم تعیین تکلیف املاک آن‌ها، عدم ارائه خدمات موردنیاز محله و تغییر کاربری خدمات موجود، باعث بروز مسائل زیادی در این محله شده است. ساکنین محل با ابراز نارضایتی از این که «ماموران شهرداری حتی اجازه ترمیم خانه‌ها را هم نمی‌دهند» با نگرانی اضافه می‌کنند که «اگر در تهران زلزله ۵/۳ ریشتری بیاید، تنها جایی که آسیب می بیند همین شهرک نیایش است آن هم به خاطر همین ممانعت از بازسازی هاست».

زمین‌های خریداری شده از طرف شهرداری به سرعت تخریب می‌شوند و نخاله خانه‌های تخریب شده پاکسازی نمی‌شود. بسیاری از خانه‌ها که به دلیل جلوگیری از بازسازی استحکام کمتری دارند و در مجاورت خانه‌های تخریب شده قرار می‌گیرند به شدت آسیب‌پذیر می‌شوند و میزان آلودگی و بزهکاری در زمین‌های تخریب شده افزایش یافته و ناامنی و بروز ناهنجاری‌های اجتماعی در فضاهای غیرقابل دفاع محله ایجاد شده است.

به گفته اهالی محله، در خصوص تامین خدمات نیز شهرداری نه تنها کمکی در این زمینه به آن ها نمی‌کند بلکه بدون توجه به شرایط محله خدمات موجود در آن را نیز از بین می‌برد. یکی از مهمترین نمونه‌های این بی‌توجهی مداخله و تصرف غیرقانونی در مدرسه «شهید عارف نسب» بوده که زمین آن اهدای توسط مهندس «صمد کمپانی» به اهالی این محل است.

امام جماعت مسجد شهید چمران نیز در این باره توضیح می‌دهد که «این مدرسه بخشی از زمین ۲۰۰۰ متری بود که برای مسجد، مدرسه و درمانگاه اهدا شده بود و با توافق ساکنان ۱۰۰۰ متر آن به مسجد و ۱۰۰۰ متر دیگر به مدرسه اختصاص یافت. این مدرسه توسط خود مردم و با مشارکت مستقیم مردم ساخته شد. اما پس از چند سال شهرداری به بهانه نوسازی این مدرسه را برای مدتی تصرف کرده و سپس آن را به ستاد حریم تغییر کاربری داده است».

ساکنین محله اضافه کردند که ما برای ثبت نام فرزندانمان در مدرسه با مشکل مواجه بودیم چرا که در هیچ یک از محدوده‌های همجوار اجازه ثبت نام فرزندمان را نمی‌دادند. به همین دلیل تصمیم بر ساخت این مدرسه گرفتیم و هزینه‌های آن را خانوار به خانوار و از درون همین محله جمع‌آوری کردیم.

این زمین اهدایی که ساکنان با هزینه و دسترنج خود اقدام به ساخت مدرسه کردند، در حال حاضر از سوی شهرداری و به صورت غیر قانونی تغییر کاربری یافته و تبدیل به ستاد حریم منطقه ۲ شده است و همین موضوع علاوه بر بیکاری معلمانی که آنجا شاغل بودند باعث رنجش خاطر مردم و دشواری دانش‌آموزان در ثبت نام و تحمل مسیر های طولانی برای رفتن به مدرسه شده است.

گرفتن عوارض شهری از ساکنان و در عین حال غیرقانونی خواندن سکونت آن‌ها یکی از تناقضات سوال‌برانگیز ساکنان است. «با چه تضمینی باید عوارض شهرداری پرداخت کنیم» این جمله‌ای بود که یکی از ساکنین محله به آن اشاره کرد. ساکنان محل  پرداخت عوارض را در برابر دریافت خدمات قابل توجیه می‌دانستند.

«وقتی نخاله خانه‌های تخریب شده به دست شهرداری هم پاکسازی نمی‌شود و ماموران شهرداری مانع اقدام برای نوسازی خانه‌هایمان می‌شوند برای چه و در برابر چه خدماتی باید عوارض پرداخت کنیم؟» ساکنین بیان کردند که حتی بارها با ۱۸۸۸ تماس گرفته‌اند و آن‌ها آمده‌اند مشاهده کردند اما اقدام خاصی نکردند.

تلاش برای احیای سرمایه اجتماعی

چند سالی است که ساکنین این محله با تلاش‌های فراوان توانسته‌اند نام رسمی این محله را از اسلام‌آباد به شهرک نیایش تغییر دهند. ساکنین این محله خود می‌گویند که «انتخاب نام اسلام آباد شاید بزرگترین اشتباه پدران ما برای نام‌گذاری این محله بوده». آنها با اشاره به این نکته که نام اسلام آباد برای خیلی ها یادآور زورآبادهایی است که به طور غیرقانونی تصرف و ساخته شده‌اند، افزودند: طی تلاش‌هایی که اهالی محل در سال ۱۳۷۰ انجام دادند توانستند نام رسمی این محله را از اسلام آباد به شهرک نیایش تغییر دهند. همچنین آن‌ها تأکید داشتند که بارها برای طرح و پیگیری درخواست‌هایشان از طریق بیت مقام رهبری، مجلس و شورای شهر اقدام کرده‌اند اما به نتیجه مطلوبی نرسیده‌اند.

مردم در طول نشست بارها تاکید داشتند که آن‌چه آن‌ها می‌خواهند تعیین تکلیف هر چه سریع‌تر آنان است. همچنین آن‌ها در ادامه توضیح دادند که خواسته اصلی آنان ابقای سکونت خود در این محله است. آن‌ها با تاکید بر این نکته که با فضای سبز مشکلی ندارند افزودند که این دو مسئله مغایر یکدیگر نخواهد بود و این مسئله نمی‌تواند توجیهی برای بیرون راندن ساکنان اصلی شهرک نیایش از محله خود باشد.

به گفته دکتر عرفانیان، «تعلق خاطری که ساکنان به محل سکونتشان دارند همان چیزی است که ما به آن سرمایه اجتماعی می گوییم. همان چیزی که در هیچ یک از محله‌های نوساز دیده نمی‌شود». در پایان خواسته‌های اصلی ساکنان محله تعیین تکلیف و اعطای مجوز ساخت به بناهای شهرک و خدمات رسانی به این محدوده به جای ارعاب و تخریب و تهدید است.

اولویت آنها ماندن در محله خودشان است ولو با اختصاص بخشی از زمین‌های شهرک برای تجمیع ساختمان‌ها در آن اما در صحبت­هایشان به این هم اشاره می­ کنند که درصورت الزام قانونی به ترک محله خواستار خرید خانه های شهرک به قیمت روز و به قیمت بناهای اطراف شهرک نیایش هستند.

 طی سال های اخیر توجه ویژه به موضوع هایی مانند «سرمایه اجتماعی» و «حق به شهر»، در اکثر مطالعات و برنامه های کاربردی وارد شده است، اما متأسفانه وجود نمونه هایی مانند شهرک نیایش نشان از افزایش نابرابری های اجتماعی و طبقاتی دارد که منجر به محرومیت و طرد اجتماعی اقشار و طبقاتی از جامعه، کاهش سرمایه اجتماعی و همچنین محرومیت آن ها از حقی می شود که آن ها بر شهرشان دارند.

از آن جایی که یکی از مهمترین شاخص های سرمایه اجتماعی، اعتماد شهروندان به یکدیگر و به دولت است، اقدامات مقتضی و کارآمد برای بهبود وضعیت سکونتی و معیشتی ساکنان شهرک نیایش (اسلام آباد) می تواند به افزایش اعتماد و در نتیجه بهبود سرمایه اجتماعی بینجامد، اقدمی که در بلند مدت، مزایای اجتماعی آن هم نصیب مردم ساکن در این مناطق می شود و هم همبستگی بیشتر مردم و دولت را در پی دارد.

 

گزارشی از هویت محدوده‌ای در میان محله سعادت‌آباد و شهرک نیایش

 

باغ چالی که به شهرک نیایش رسید

محله من، ۱۳ آبان ۱۳۹۴ : از شمال بزرگراه چمران که عبور می‌کنید؛ بعد از خیابان فرهنگ، وارد محله سعادت‌آباد می‌شوید. اینجا یکی از محله‌های مدرن و لوکس تهران است. محله‌ای که در آن می‌توانید برج‌ها و ساختمان‌های مدرن را مشاهده کنید؛ ولی درست در همین محله و در پشت برج‌های شهرک آتی‌ساز، شما با چهره‌ای متفاوت از محله سعادت‌آباد روبه‌رو می‌شوید. چهره‌ای که هیچ شباهتی به محله مدرن سعادت‌آباد ندارد. اینجا بخشی از شهرک نیایش است؛ خانه‌های آجری و قدیمی، باغ‌های وسیع و مغازه‌ای کوچک و رنگ باخته، با چند مسجد و حسینیه نشان از بافت سنتی آن دارد. با اینکه نام محله متعلق به اوج شهرنشینی در تهران است؛ ولی گویا محله حکایت دیگری دارد. این محدوده از شهرک نیایش میان برج‌ها و ساختمان‌های مدرن محله سعادت‌آباد محصور شده است. در گزارش این شماره درباره هویت این محدوده از منطقه گفته‌ایم.

باغ چاله ونک

حدود ۶۰ سال قبل شهرک نیایش امروز، به باغ چاله ونک شهرت داشت. به گفته اهالی قدیمی شهرک، باغ چاله بخشی از ده‌ونک به شمار می‌رفت. به این محدوده از منطقه باغ چاله می‌گفتند چراکه که در گودالی واقعه شده بود. گودالی که درختان جنگلی بی‌شماری داشت. در آن زمان داماد «مستوفی الممالک» یعنی «غلامحسین سمیعی»، مالک زمین‌های باغ چاله ونک بود، روایت است که غلامحسین سمیعی از طرف حاکم وقت مأمور بود که با کشت و زرع، باغ چاله ونک را‌ آباد کند. باغ چاله از شمال به رشته کوه‌های اوین، از جنوب به ده خوردین، از شرق به کن سولقون و از غرب به تپه‌های شمس‌آباد می‌رسید. امروز با گذشت سال‌ها وقتی به باغ چاله نگاه می‌کنید نشانه‌هایی از گذشته‌های دور را در آن می‌بینید. هر چند از درختان وحشی و گودال خبری نیست؛ ولی بافت دیوارهای کاهگلی، باغ‌های وسیع، خانه‌های آجری با طبقات کم، نشان از هویت محله دارد.

ساکنان اولیه

در گذشته داخل باغ چاله پر از درختان وحشی و درختان میوه مانند ازگیل، انار، زرشک، توت و… بود. «مختار زینعلی» وقتی از باغ چاله حرف می‌زند؛ گویا از بهترین خاطرات زندگی‌اش می‌گوید. او از نخستین ساکنان باغ چاله است. حدود ۶۰ سال قبل زینعلی درحالی که کودک ۶ ساله‌ای بوده، با خانواده‌اش از قم به تهران آمده و در باغ چاله ساکن می‌شوند. او ادامه می‌دهد: «آن زمان در باغ چاله فقط ۶ خانوار زندگی می‌کردند که اغلب قمی یا یزدی بودند.» مختار زینعلی نام برخی از مردان خانوارها را به یاد می‌آورد. مش قاسم، مش حسین آسیابان، مش غلام، غلامحسین آقلی و… که همه آنها از کارگران داماد «مستوفی الممالک» به شمار می‌رفتند. او صاحب باغ چاله بود. گاوداری و دامداری داشت و از ۸۰۰ رأس گوسفند و ۷۰ رأس گاو در دامداری نگهداری می‌کرد. زمین‌های کشاورزی هم اطراف باغ چاله بود. کارگران برای غلامحسین سمیعی دامداری و کشاورزی می‌کردند. هر ماه هم حقوق می‌گرفتند. محله هم تنها ۲ کوچه به‌نام‌های حاج ممد و باغ چاله داشت.

زندگی میان خانه‌های خشتی و گلی

زینعلی روزهایی را به یاد می‌آورد که باغ چاله اطرافش پر از گندم‌زار و یونجه‌زار بود. مردم در خانه‌های خشتی و گلی و میان باغ‌های میوه، کنار رودخانه‌ای که از کوه‌های اوین می‌آمد و به رود دره معروف بود؛ می‌زیستند. هنوز هم بقایای دیوارهای کاهگلی در باغ‌های محله دیده می‌شود که نشان از آن روزگاران دارند. «حسن آریافر» از اهالی قدیمی محله تعریف می‌کند: «مردهای محله صبح زود، آفتاب نزده، سر زمین کشاورزی می‌رفتند و غروب باز می‌گشتند. برخی هم دامداری می‌کردند. زن‌ها در خانه وظیفه دوشیدن شیر، چیدن علف و… را به عهده داشتند. داخل همه خانه‌ها تنور بود. گندم را در آسیاب ونک آرد می‌کردند. سپس بانوان در تنور خانه‌ها نان می‌پختند. سایر مایحتاج روزانه را هم از محصولات دامداری و کشاورزی تأمین می‌کردند.» حسن آریافر می‌گوید: «محله باغ چاله چند قنات معروف داشت که می‌توان به مواردی مانند قنات خوردین، قنات کوچک، قنات آسیاب و قنات چمن اشاره کرد. باغ‌های معروف محله هم باغ حاج ممد، باغ مستوفی، باغ فیروزگر و باغ سمیعی نام داشتند.»

برف‌روبی سیزده‌به‌در

هویت‌های از بین رفته محله باغ چاله در ذهن «مختار زینعلی» و از نخستین ساکنان محله، هنوز پررنگ است. او از روزهایی برایمان می‌گوید که اهالی با پای پیاده به ونک می‌رفتند. حمام در ده‌ونک بود. البته شب‌های جمعه خانواده مستوفی حمام خزینه ونک را قرق می‌کردند و سایر روزها برای مردم عادی بود. اهالی اموات خود را در قبرستان ونک یا قبرستان کوچکی که در باغ چاله قرار داشت؛ دفن می‌کردند. حالا سال‌هاست که قبرستان کوچک به پارک ونک تبدیل شده است. او از آداب و رسوم عیدها برایمان می‌گوید: «عید که می‌شد اهالی رسم داشتند به دیدن غلامحسین مستوفی یا خان محله ساکن ده‌ونک بروند.» او هنوز بوی شاه دانه‌هایی که بزرگ‌ترها عیدها در جیبش می‌ریختند را حس می‌کند. تصویر تخم‌مرغ‌های رنگی را به یاد می‌آورد و… وقتی از تفریحات اهالی می‌پرسم می‌گوید: «یک سال سیزده‌به‌در، برف زیادی در باغ چاله آمد. سال ۱۳۵۰ بود. آن روز تفریح ما برف‌روبی در پشت‌بام‌های محله بود.»

تغییر چهره باغ چاله
در دهه ۴۰ و بعد از اصلاحات ارضی در تهران، بافت روستایی محله باغ چاله هم تغییر کرد. «‌محمد دربندی» از دیگر اهالی محله می‌گوید: «‌سال ۱۳۴۸ پل چمران ساخته شد. محله سعادت‌آباد هم بعد از آن شکل گرفت. به مرور برج‌ها و ساختمان‌های مدرن در اطراف باغ چاله ساخته شدند. خانه‌های کاهگلی هم جای خود را به خانه‌های آجری دادند. دامداران و کشاورزانی که در محله به‌عنوان کارگر کار می‌کردند، زمین‌های خود را با حق ریشه فروختند. با این شیوه مالکان جدید به محله آمدند. آن زمان ۲ نفر از مالکان اصلی محله، علی کاغذچی و صمد کمپانی نام داشتند که اغلب زمین‌ها را به قطعات کوچک تقسیم کردند و فروختند. اوایل انقلاب حدود ۱۶۰ خانوار در این محله و اطرافش زندگی می‌کردند.

صاحبان جدید محله باغ چاله نخستین‌ کاری که انجام دادند؛ ساخت مسجد و مدرسه بود. در حال حاضر قدیمی‌ترین مسجد محله در خیابان میر مالک واقع شده است که در سال‌های ۱۳۶۰ توسط اهالی و با هزینه آنها در هزار‌مترمربع ساخته شد. مسجد صندوق قرض‌الحسنه، مکان ورزشی، کانون فرهنگی، خیریه، بسیج و کتابخانه دارد. مدرسه هم در همان سال‌ها توسط اهالی و کنار مسجد ساخته شد که در مقطع دبستان بود. به گفته اهالی قدیمی، بعد از مدتی در مدرسه آتش‌سوزی اتفاق می‌افتد که اهالی ناچار می‌شوند؛ فرزندان خود را به مدرسه‌ای که در محله سعادت‌آباد تازه تأسیس وجود داشته، بفرستند. بعد از آن هم شهرداری آنجا را به‌عنوان ستاد ساماندهی رود دره اوین درکه مالک می‌شود.

تنها میراث قدیمی

امروز از باغ چاله نامی نیست. به جای آن شهرک نیایش آرام و استوار در دل محله سعادت‌آباد ایستاده است. شهرکی که زمانی روستا بود. از نقاط شاخص محله وجود ۲ پل نیایش در شمال و پل مدیریت در جنوب است. از خیابان‌های اصلی هم می‌توان به خیابان شهید یعقوبی‌نژاد، شهید دیندار، شهید میرمالک، شهید مهرآفرین و شهید سوری اشاره کرد. در بخش شمالی شهرک، برج‌های آتی‌ساز دیده می‌شود. داخل شهرک ولی هیچ شباهتی به شهرک‌های امروزی ندارد و بیشتر دارای بافت سنتی و قدیمی است. وجود بقایای باغ‌های قدیمی و دیوارهای کاهگلی در حفظ بافت سنتی کمک می‌کند. در محله تنها یک خانه با سقف شیروانی و دیوارهای کاهگلی دیده می‌شود که از خانه‌های باغ چاله به شمار می‌آید و البته درحال نابودی است. روبه‌روی محله تصویر برج بلندی بر روی یک تپه را می‌توان دید که اطراف آن را خانه‌های آجری در متراژهای کوچک فرا گرفته‌اند. به نظر می‌رسد برج‌ها تصمیم دارند؛ محله را در خود فرو ببلعند.

حافظی: شهرداری آرامش شهروندان شهرک نیایش را برهم نزند

 

ایسنا ۵ مرداد ۱۳۹۵ : رئیس کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری شورای شهر تهران با بیان اینکه رفتار مدیریت شهری باید به نحوی باشد که احساس نشود با مردم وارد جنگ روانی شده است، گفت: شهرداری آرامش شهروندان شهرک نیایش را برهم نزند.

به گزارش ایسنا، رحمت الله حافظی در جلسه امروز شورای شهر تهران در تذکر پیش از دستور خود با بیان اینکه حفظ امنیت روانی از حقوق اولیه شهروندان است که بایستی محترم شمرده شود، گفت: رفتار مدیریت شهری باید به نحوی باشد که مردم احساس کنند برای رفاه بیشتر آنها کار می شود و این احساس ایجاد نشود که با مردم وارد جنگ روانی شده است.
وی با بیان اینکه شهرک نیایش در جنوب شهرک آتی ساز و غرب بزرگراه شهید چمران قرار دارد و قرار است شهرداری طرح بهسازی محیط پیرامونی را در شهرک اجرا کند، تصریح کرد: بخشی از این شهرک مسکونی است که برخی از افراد بیش از ۳۰ سال است در این شهرک سکونت دارند و به دلیل سکونت چند ساله، حقوق مکتسبه ای برای آنها ایجاد شده است.
رئیس کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری شورای شهر تهران با اشاره به اینکه دار و ندار تعدادی از ساکنین این محله، تنها خانه ای است که در آن ساکن هستند، اعلام کرد: سوال اینجاست آیا ساکنین این شهرک، شهروندان ما هستند یا نه؟ اگر برای حقوق این شهروندان، احترام قائل هستید نباید آرامش آنها را مختل کنید. از این رو انتظار داریم شهرداری طرح موضعی این پهنه را با لحاظ نمودن پیوست های فرهنگی، اجتماعی، سلامت و زیست محیطی طراحی کند و جهت تصویب به شورا ارائه دهد.
حافظی با بیان اینکه بایستی قسمتی از این پهنه برای سکونت ساکنین این شهرک پیش بینی شود، گفت: باید هر گونه اقدام در این محله بر اساس طرح موضعی مصوب شورا صورت گیرد و مادامی که طرح مذکور مصوب نشده است کارشناسان شهرداری باید به شهرک اعزام نشده و باعث اختلال در امنیت روانی ساکنین آن نشوند.

رئیس کمیسیون سلامت شورای شهر تهران: آرامش شهروندان شهرک نیایش مورد توجه شهرداری باشد

 

خبرگزاری مهر ۵ مرداد ۱۳۹۵ : رئیس کمیسیون سلامت شورای شهر تهران، با بیان اینکه رفتار مدیریت شهری باید به نحوی باشد که احساس نشود با مردم وارد جنگ شده است، گفت: شهرداری آرامش شهروندان شهرک نیایش را بر هم نزند.

به گزارش خبرنگار مهر، رحمت الله حافظی در جلسه امروز شورای شهر تهران در تذکر پیش از دستور، با بیان اینکه حفظ امنیت روانی از حقوق اولیه شهروندان است که بایستی محترم شمرده شود، گفت: رفتار مدیریت شهری باید به نحوی باشد که مردم احساس کنند برای رفاه بیشتر آنها کار می شود و این احساس ایجاد نشود که با مردم وارد جنگ روانی شده است.

رئیس کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری شورای شهر تهرانی با بیان اینکه شهرک نیایش که در جنوب شهرک آتی ساز و غرب بزرگراه شهید چمران قرار دارد، تصریح کرد: بخشی از این شهرک  مسکونی است که در آن اقشار ضعیف و آسیب پذیر سکونت دارند. افرادی که بیش از ۳۰ در این شهرک سکونت دارند و  به دلیل سکونت چند ساله، حقوق مکتسبه ای برای آنها ایجاد شده است.

رئیس کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری شورای شهر تهران با اشاره به اینکه دار و ندار تعدادی از ساکنین این محله، تنها خانه ای است که در آن ساکن هستند، اعلام کرد: سوال اینجاست آیا ساکنین این شهرک، شهروندان ما هستند یا نه؟ اگر برای حقوق این شهروندان، احترام قائل هستید نباید آرامش آنها را مختل کنید از این رو انتظار داریم شهرداری طرح موضعی این پهنه را با لحاظ کردن پیوست های فرهنگی، اجتماعی، سلامت و زیست محیطی را طراحی کند و جهت تصویب به شورا ارائه دهد.

حافظی با بیان اینکه بایستی قسمتی از این پهنه برای سکونت ساکنین این شهرک پیش بینی شود، گفت: باید هر گونه اقدام در این محله بر اساس طرح موضعی مصوب شورا صورت گیرد و مادامی که طرح مذکور مصوب نشده است کارشناسان شهرداری به شهرک اعزام نشده و باعث اختلال در امنیت روانی ساکنین آن نشوند.

گزارش محله اسلام آباد منطقه ۲ در صحن علنی شورای اسلامی شهر تهران

 

محله اسلام آباد دو دهه در انتظار مجوز ساخت

ستاد هماهنگی شورایاری‌های شورای اسلامی شهر تهران: حجت الاسلام علیرضا آزاد پرور دبیر شورایاری محله شهرک اسلام آباد گفت : مشکل اصلی  اهالی این محله بیش از دو دهه بلاتکلیفی  و محرومیت آنان از مجوز ساخت و ساز و توسعه مسکن خود است .

به گزارش سایت ستاد هماهنگی شورایاری ها سه شنبه ۲ آبان ماه ۱۳۹۱، دبیر شورایاری محله اسلام آباد بیان این مطلب افزود : خواسته های اصلی شهروندان محله تعیین تکلیف و اعطای مجوز ساخت به بناهای شهرک، اختصاص بخشی از زمین های شهرک برای تجمیع ساختمان ها در آن و  یا در غیر این صورت خرید بناهای شهرک به قیمت روز و به قیمت بناهای اطراف شهرک نیایش است. مشکلات و نیاز های ثانویه اهالی شهرک نداشتن سرای محله، درمانگاه پزشکی و کیوسک پلیس برای تامین امنیت  و است . هم چنین هیچ مرکز تفریحی در این محله وجود ندارد و برخی از خیابان های شهرک نیاز به تعریض،لکه گیری و تعویض جدول دارد .

وی با اشاره به ساختمان ها، برج هایی که در اطراف شهرک نیایش اسلام آباد ساخته می شود گفت : هم اکنون به زمین های نزدیک اطراف رودخانه که بنای آنها قدمتی کمتر از اسلام آباد دارند و در طرح تفصیلی هم از بناهای اسلام آباد به رودخانه نزدیکتر است، مجوز ساخت می دهند. به طوری که  در سال جاری ساختمانی پنج طبقه روبروی در ورودی شهرک آتی ساز در حال احداث است.   به گفته شهرداری ساختمان های اسلام آباد به دلیل نزدیکی به رودخانه مجوز ساخت ندارد اما ساختمانهایی که امروز مجوز ساخت گرفته اند  به حریم رودخانه نزدیکتر هستند . هم چنین می توان به ساختمان شهرداری در این منطقه اشاره کرد که در حریم رودخانه واقع شده و بنا به اظهار شهرداری طبق ضوابط و قوانین شهرداری ساخته شده است. اگر  به برج هایی که در اطراف شهرک نیایش ساخته می شود  توجه شود،  فاصله کمتری به رودخانه دارند تا بناهای شهرک نیایش. هم چنین فاصله محله ما  از رودخانه کمتر از فاصله محله فرهنگ است، اما به محله فرهنگ مجوز ساخت و ساز داده می شود. فاصله محله ما با حریم رودخانه بیش از ۳۰ متر است .  فاصله خیابان فرهنگ، که این خیابان بین اسلام آباد شمالی و جنوبی قرار گرفته است کمتر از ۳۰متر است . این در حالی است که  محدوده داخل طرح اسلام آباد غرب رودخانه است و محدوده خارج از  آن در ادامه محله اسلام آباد ابتدای بلوار فرهنگ که با پل مدیریت و رودخانه فاصله کمی دارد .

 دبیر شوایاری محله نیایش اسلام آباد  افزود:  مدرسه محله ما ۱۸ ماه است که ستاد ساماندهی رود دره اوین شده است . همین مسئله باعث شده که محله از یک مکان آموزشی محرم شود.  هم چنین در بخشی از زمین های مشرف به محله ما  فضای سبزی است که درخت های چندین ساله آن در حال خشک شدن هستند زیرا شهرداری آنها را آبیاری نمی کند، با این حال  گفته می شود شهرداری می خواهد دراین فضای سبز موجود،‌ طرح فضای سبز را ایجاد کند . هم چنین شورایاری این محله در سال های اخیر  پیگیری و  مکاتبات فراوانی با زندان اوین، شهرک آتی ساز، هتل آزادی و سازمان محیط زیست در مورد فاضلاب زندان اوین و شهرک آتی ساز داشته است ، و امیدوار است بتوان این مشکل را با همکاری نهادهای ذیربط حل کند .

آزاد پرور با اشاره به تاریخچه و جمعیت محله نیایش گفت :  اهالی محله از سال ۱۳۴۶باخرید زمین های آن به صورت رسمی یا با سند عادی اقدام به ساخت بنا کردند. قبل از انقلاب نام این محله با توجه به این که اراضی آن مربوط به ده ونک بود ،« سر آسیاب یا باغ چال ونک« بود. پس از انقلاب اسلامی مردم نام محله را به « اسلام آباد» تغییر دادند و با احداث بزرگراه نیایش نام محله به « شهرک نیایش » تغییر کرد. محدوده محله از شمال به شهرک آتی ساز، از جنوب به پل ملاصدرا، از شرق به بزرگراه شهید چمران و از غرب به بلوار فرهنگ و ایران زمین محدود می شود. جمعیت محله بر اساس سرشماری های رسمی حدود شش هزار نفر است که در میان آنان خانواده های کارمندان دولتی و ‌مشاغل آزاد سکنا دارد. هم چنین  ۲۵۰ خانواده شهید در محله حضور دارند . این محله دو مسجد و پنج هیت مذهبی دارد. در این محله دو هزار نفر عضو بسیج هستند که ۷۰۰ نفر آنان  عضو فعال هستند و جوانان محله در رشته های پزشکی، ‌مهندسی وسایر رشته علوم اجتماعی در مقاطع فوق لیسانس و دکترا تحصیل می کنند. برخی از جوانان محله دارای ثبت اختراع رسمی هم هستند . بافت محله به علت ممانعت شهرداری از احداث مراکز تجاری، مسکونی است. این محل از نظر فرهنگی، اجتماعی،‌ ورزشی و …. سرمایه انسانی بالقوه ای دارد اما ازنظر امکانات ورزشی، تفریحی و فرهنگی و بوستان بسیار ضعیف است.

وی درباره گزارش عملکرد شورایاری این محله گفت: شورایاری محله در این دوره بیش از ۱۵۰ جلسه داخلی  حدود ۹۳ جلسه با شهردار منطقه و ناحیه داشته، ۲۰۰ تاییدیه مربوط به ساکنان محله را تایید کرده است .هم چنین شورایاری ۵۰ فعالیت حمایتی داشته که که تعداد قابل توجهی از آن کمک حمایتی و پشتیبانی به افراد نیازمند و موسسات خیریه بود . شورایاری ۲۰ مسابقه فرهنگی ورزشی مستقل از شهرداری در محله برگزار کرده است. مسابقات ورزشی که با پیگیری  شهرداری و سازمان های دیگر برگزار شد،  شامل مسابقات ورزشی در رشته های طناب کشی، والیبال، بسکتبال و فوتبال می شود.  برگزاری مراسم ملی و مذهبی بیش از ۱۰مورد، برگزاری تورهای گردشگری به قم، کاشان و مشهد مقدس و برگزاری کلاس های آموزشی در رشته های روانشناسی، آسیب شناسی اجتماعی و بهداشت از دیگر فعالیت های اجتماعی شورایاری محله نیایش است. فعالیت های فنی و عمرانی شورایاری مربوط به  ساخت فضاهای فرهنگی ورزشی و اجتماعی و ساخت زمین بازی کودکان و زمین والیبال و بسکتبال و چمن مصنوعی، تعریض خیابان ها و کوچه ها ی محله، تامین روشنایی معابر خیابان های یعقوبی نژاد و دیندار و حاشیه رودخانه می شود.

خاطر نشان می شود ، علیرضا آزاد پرور ، مریم محمدی ، علی مردان ظفری ، فرزانه فرهادی ، حجت اله زمانیان ، علی محمد ساکی ، عبدالباقی ابن علیپور ، نصرت اله کفایتی ، رضا ابراهیمی و علی بابا جهانی اعضا شورایاری محله شهرک نیایش (اسلام آباد ) هستند .

حمیده چگونیان: فروشندگان خیابانی در جهان: آمار، مشکلات و سیاست‌ها

سایت یک شهر: سازمان بین‌المللی کار می‌گوید فروشندگان خیابانی کسانی هستند که کالاها و خدمات خود را در فضای عمومی به صورت عمده یا خرد عرضه می‌کنند. منظور از فضای عمومی، خیابان، پیاده‌رو و فضاهای واسطه‌ای است. فروشندگان خیابانی ممکن است غرفه‌ای ثابت مثلاً کیوسک داشته باشند یا فقط از یک میز برای عرضه‌ی کالای‌شان استفاده کنند. دیگر فروشندگانی نیز هستند که هر چند در جای ثابتی کالای‌شان را عرضه می‌کنند، اما آن‌ها را بر روی سفره‌ای پلاستیکی یا پارچه‌ای می‌چینند. سایرین نیز نه جای لزوماً ثابتی دارند و نه مکانی ثابت برای فروش. بر اساس آماری که مؤسسه‌ی “زنان در مشاغل غیررسمی: جهانی شدن و سازماندهی” اعلام می‌کند، فروشندگان خیابانی ۱۴.۶درصد از کل کار غیرکشاورزی در آفریقای جنوبی را به عهده دارند. این رقم در گواتمالا ۹ درصد ، در کنیا ۸ درصد ، در تونس ۶ درصد و در برزیل، کاستاریکا، هند و مکزیک ۱ تا ۵ درصد است. به بیانی دیگر، تعداد فروشندگان خیابانی در هند حدود ۳.۱ میلیون نفر، در برزیل ۲ میلیون و در مکزیک نزدیک به ۱.۳ میلیون نفر می‌باشد۱. اکنون اگر این ارقام را به نسبت شاغلان شهری بسنجیم، به اهمیت این فروشندگان در اقتصاد شهرها بهتر پی می‌بریم. مؤسسه‌ی “مطالعات دیده‌بانیِ اقتصاد غیررسمی” می‌گوید ، در آفریقا ۱۲ تا ۲۴ درصد از کل کار غیر رسمی شهری را فروشندگان خیابانی به عهده دارند. این رقم در هند به ۱۴ درصد و در آمریکای لاتین به حدود ۱۰ درصد می‌رسد (به عنوان مثال این رقم در مورد شهر لیما پایتخت کشور پرو ) ۹ درصد است۲.
فروشندگی خیابانی: کارکردی عینی، جایگاهی غیررسمی
اولین مشکل در برخورد با پدیده‌ی فروشندگان خیابانی، ارائه‌ی تعریفی به اندازه‌ی کافی بسیط است که بتواند گستردگی پدیده را پوشش دهد. مؤسسه‌ی “مطالعات دیده‌بانیِ اقتصاد غیررسمی” بر این نظر است که فروشندگان خیابانی را باید به واسطه‌ی کارکردشان در اقتصادِ شهری تعریف کرد. از دید این مؤسسه، فروشندگان خیابانی نمایندگان اقتصادی‌ هستند که منبع مهم ایجاد کار در بسیاری از شهرها می‌باشند و افرادی هستند که دستیابی به خدمات و کالاها را در فضای شهری تسهیل می‌کنند. “سازمان بین‌المللی کار” نیز بر این نظر است که باید فروشندگان خیابانی را به عنوان طبقه‌ای از بازیگران غیررسمی اقتصادی نگاه کرد. با اینهمه برخی از مؤسسات بر این نظر هستند که باید تعریف دقیق‌تری از فروشندگان خیابانی ارائه داد. به همین منظور، مؤسسه‌ی “زنان در مشاغل غیررسمی: جهانی شدن و سازماندهی” پیشنهاد می‌کند که با استناد به تفاوت‌های موجود در نوع کار، زمان کار، و همچنین محل‌هایی که این فروشندگان در آن‌ها حضور دارند از عناوین متفاوتی همچون، دستفروش، خرده‌فروش، فروشنده‌ی دوره‌گرد و فروشنده‌ی بازارچه‌ای استفاده کرد. همچنین پیشنهاد می‌کند که به تناسب آنکه این افراد فعالیت‌شان را به تنهایی انجام می‌دهند یا به کمک دیگران، از واژه‌های کارفرمایان خُرد یا خویش‌فرما استفاده شود.
علیرغم این تفاوت‌ها در نوع برخورد با پدیده‌ی فروشندگی خیابانی، همه‌ی نهادهای درگیر بر این نظر هستند که این نوع فعالیت باید در زمره‌ی اقتصاد غیررسمی گنجانده شود.
مشکلات پیش روی فروشندگان خیابانی
مشکلات پیشِ روی فروشندگان خیابانی نیز به گوناگونیِ حوزه‌های تحت پوشش این نوع داد و ستد است و از کشوری به کشوری دیگر و از شهری به شهری دیگر تفاوت دارد. به عنوان مثال در ایالات مختلف کشور هندوستان در مجموع، معضلاتی که فروشندگان خیابانی با آن روبرو هستند. دستیابی قانونی به محل کار امن،آزار دیدن از پلیس، پرداخت رشوه، مصادره‌ی اموال و آسیب بدنی در صدرِ این معضلات قرار دارند. در هندوستان که فروشندگی خیابانی امری به رسمیت شناخته شده است و سیاستی ملی برای حمایت از آن تدوین شده است، اخذ مجوز دستفروشی نیز در زمره شایع‌ترین مشکلات گزارش شده است.
مطالعات انجام شده همچنین نشان می‌دهند که زنان در آفریقای جنوبی که اکثریت فروشندگان خیابانی را در شهرهای این کشور تشکیل می‌دهند، از ناامنی به عنوان یکی از معضلات مهم نام می‌برند، اما علیرغم خشونتی که به آن‌ها روا داشته می‌شود، اغلب به خاطر ترس، از مراجعه به پلیس خودداری می‌کنند. در پنج شهری که مورد مطالعه‌ی مؤسسه‌ی “مطالعات دیده‌بانیِ اقتصاد غیررسمی” بوده‌اند۳ دزدی از بساط فروشندگان، تهدید به دستگیری و زندان و جریمه برای اخذ رشوه و همچنین پرداخت رشوه برای باقی ماندن در محل کار جزو مشکلات اصلی عنوان شده‌اند. وضعیت نابسامان بهداشتی، نبود مکان برای دفع زباله و فساد اداری برای اخذ مجوز در زمره‌ی سایر مشکلات هستند.
سازمان بین‌المللی کار نیز در گزارشی در این زمینه، مسائل پیشِ روی فروشندگان خیابانی را اینگونه عنوان می‌کند: محدودیت در دستیابی به خدمات زیربنایی مانند آب و برق و دسترسی به اعتبارات، رفتار معترضانه و رقیبانه‌ی مغازه داران به آن‌ها، رشوه دادن به پلیس برای بقا در محل، ساعات طولانی کار، درآمد نامرتب ، نگاه بیگانه‌هراسی نسبت به فروشندگان خارجی، تغییر مدیران محلی و تغییر استراتژی رسمی نسبت به فروشندگان خیابانی، نبود مکان دائمی برای فروش و به تبع آن تغییر آدرس و از دست دادن مشتری۴.
اهمیت فروشندگان خیابانی
همه‌ی مطالعات انجام شده در حوزه‌ی فروشندگان خیابانی بر اهمیت این نوع از کار در ایجاد مشاغل به ویژه برای زنان تأکید دارند. در این مطالعات می‌خوانیم که تلاش‌های این فروشندگان، شهر را پاکیزه و امن و سرزنده نگاه می‌دارد. همچنین فرصت‌های شغلی‌ای را که دولت و صنعت از ایجاد آن‌ها ناتوان هستند را فراهم می‌کنند و نهایتاً در تولید و توزیع درآمد بین اقشار آسیب‌پذیر جامعه و همچنین در میان افراد فامیل خود نقش بزرگی ایفا می‌کنند.
در همین راستا مهم است تأکید شود که فروشندگی خیابانی، یکی از مهم‌ترین شغل‌های غیر رسمی برای زنان به شمار می‌رود. ساعت کاری قابل تغییر، این شغل را به موردی جذاب برای بسیاری از زنان تبدیل کرده است. از جمله به همین دلیل است که در بسیاری از کشورها زنان، اکثریت دستفروش ها را تشکیل می‌دهند. در آفریقا، زنان دو سوم از فروشندگان خیابانی را در بیشتر شهرهایِ کشورهای بنین، غنا، مالی و توگو و بیشتر از نصف این فروشندگان را در کنیا و ماداگاسکار و آفریقای جنوبی را تشکیل می‌دهند . زنان همچنین این وضعیت را در آسیا و امریکای لاتین هم دارند. اما در برخی کشورها که هنجارهای فرهنگی زن‌ها را از فعالیت اقتصادی منع می‌کند این رقم به ده درصد یا پایین تر از آن هم می‌رسد.
حمایت‌ها از فروشندگان خیابانی
با توجه به مزایایی که به بخشی از آن‌ها در خطوط پیشین اشاره شد، هم اکنون در بسیاری از کشورهای جهان تلاش‌هایی برای حمایت از این نوع داد و ستد به عمل آمده است. اگر از کشورهای اروپایی که سال‌هاست قوانین مدون و روشنی در این زمینه دارند بگذریم، شاید پیشرفته‌ترین کشور جهان سومی در این زمینه، کشور هند باشد که با تصویب سند “سیاست ملی ناظر بر فروشندگان خیابانی” گامی بزرگ در این جهت برداشته است. به این تجربه در خطوط زیر اشاره خواهیم کرد. اما لازم به یادآوری است که به لطف تلاش‌های سازمان‌های مردم‌بنیاد، به ویژه سازمان‌های حمایت از زنان، هم اکنون در بسیاری از کشورهای جهان رویه‌ها و مصوباتی برای حمایت از فروشندگان خیابانی به تصویب رسیده است. جالب است بدانیم که در اعتراض به رفتارهایی که در جهان با فروشندگان صورت می‌گرفت جلسه‌ای در بلاژیو ایتالیا در سال ۱۹۹۵ شکل گرفت که نماینده‌های فروشندگان خیابانی از سرتاسر دنیا در آن حضور داشتند. در پایان این جلسه قطعنامه‌ای صادر و از دولت‌ها خواسته شد که قانون ملی فروشندگان خیابانی را تصویب کنند . این قطعنامه نقطه عطفی در گسترش جنبش فروشندگان خیابانی در سطح جهانی بود.
از جمله پیرو همین کنفرانس بود که در سال ۱۹۹۸ ، سازمانی در هند ، در حمایت از دستفروشان به نام “اجتماع ملی فروشندگان خیابانی”۵ تشکیل شد . البته ایالات هند به عنوان بیشترین شهرهایی که در جهان با این موضوع دست و پنجه نرم می‌کردند از دهه‌ی ۹۰ میلادی خود را درگیر مسائل و مشکلات فروشندگان خیابانی کرده بودند. اما افزایش شهر نشینی، نبود فرصت‌های شغلی، ازدحام جمعیت، رشد اقتصاد غیر رسمی باعث رشد روز افزون معضلات فروشندگان خیابانی شده بود . برخورد مقامات محلی و شهرداری‌ها با این فروشندگان کاملاً موردی بود و این افراد اغلب در معرض بدرفتاری پلیس قرار می‌گرفتند: اموالشان ضبط و مصادره می‌شد، یا زندانی می‌شدند و متهم به دزدی می‌شدند تا سپس با رشوه آزاد شوند. یکی از اولین اقدامات مؤسسه “اجتماع ملی فروشندگان خیابانی” تلاش برای تغییر مفهوم فروشندگی خیابانی در اذهان عمومی بود. آن‌ها اعتقاد داشتند ، که نیاز دارند برنامه‌ریزان و تجار به کار آن‌ها به شکل قانونی نگاه کنند. در همین سال این مؤسسه شروع به مطالعات میدانی در هفت ایالت هند برای بررسی مشکلات فروشندگان خیابانی کرد. اطلاعات میدانی در این مطالعات، خطوط اصلی تصویب قوانین در شهرداری و پلیس را مشخص کرد. سال ۲۰۰۱، این مؤسسه یافته‌های مطالعات خود را به وزارت توسعه‌ی شهری هند ارائه داد و از این طریق، دولت را برای بهبود سیاست ملی فروشندگان خیابانی در فشار قرار داد. دولت هند هم یک گروهِ کاری در سطح ملی برای تنظیم کردن قانون ملی در خصوص فروشندگان خیابانی تشکیل داد . این گروهِ کاری شامل وزارت توسعه‌ی شهری، اعضای بلند پایه‌ی شهرداری و پلیس می‌شد . در این رابطه ، از مشورت‌های “اجتماع ملی فروشندگان خیابانی” هم استفاده شد.
عاقبت “سیاست ملی ناظر بر فروشندگان خیابانیِ” هند در سال ۲۰۰۴ با هدف گسترش و توسعه‌ی محیط حمایتی برای دستیابی فروشندگان خیابانی به معیشت تصویب شد. تصویب این سند، به‌وضوح به معنای به‌رسمیت شناختنِ نقش مثبت فروشندگان خیابانی در ایجاد کار و تولید کالا بود.
————————
۱ – http://wiego.org/publications/women-and-men-informal-economy-statistical-picture
2 – http://wiego.org/publications/urban-informal-workforce-street-vendors
3 – این پنج شهر عبارت‌اند از: آکرا در غنا، احمدآباد در هند، دوربان در آفریقای جنوبی، لیما در پرو و ناکورا در کنیا .
۴ – “The Regulatory Framework and the Informal Economy” , ILO, Employment Policy Department /http://www.ilo.org/emppolicy/lang–en/index.htm
5 – National Association of Street Vendors, NASVI.

حلقه‌های مفقوده‌ی شهر دوستدار کودک – حمیدرضا واشقانی فراهانی

یکشهر: “شهر دوستدار کودک” از اصطلاحاتی است که در سال‌های اخیر از زبان طراحان و برنامه‌ریزان شهری، مهندسان شهرساز، کارشناسان مسائل کودکان و فعالان مدنی زیاد شنیده می‌شود. “دوستدار کودک” دلالت بر وجود وضعیت، امکانات، ویژگی‌ها و ظرفیت‌هایی در یک برنامه یا محیط دارد که بر مبنای حقوق، نیازهای عام و خاص، ویژگی‌ها، علایق و فراهم‌کردن امنیت کافی برای کودکان طراحی شده‌اند. از این رو وقتی از شهرِ دوستدار کودک سخن گفته می‌شود، اغلب منظور شهری است که چنین امکانات و ویژگی‌هایی برای زیست کودکان دارد. امکاناتی نظیر پارک‌ها و اماکنی برای بازی کودکان با امنیت کافی، وسایل بازی متناسب با مراحل رشد کودکان، محل‌های عبور مرور امن در خیابان، مبلمان شهری مناسب، دسترسی راحت به فضاهای آموزشی رسمی و فوق‌برنامه، دسترسی به امکانات ورزشی مناسب، وجود مراکز ارائه خدمات به کودکان دارای نیازهای ویژه و توانایی‌های متفاوت و غیره.

پرسش این است که وقتی از شهردوستدار کودک حرف می‌زنیم، چه کودکی مدّ نظرمان است و برای او چه حقوقی متصور هستیم؟ با این دیدگاه می‌توان چند حلقه‌ی مفقوده‌ی اساسی را در شکل و محتوای مباحث رایج درباره‌ی شهر دوستدار کودک پیدا کرد. حلقه‌هایی که غیاب آن‌ها، زمینه‌ی تسلط نوعی باورمندیِ پنهان را در مفهوم شهردوستدار کودک را فراهم می‌کند. باورمندی‌ای که ابتدا حقوق را به امتیاز فرومی‌کاهد، و بعد با اعطای گزیده‌ای از آن امتیازها به بخش‌هایی از جامعه، زمینه مشروعیت‌یابی نظم جاری را فراهم می‌کند و در عین حال به بخش قابل توجهی از آن حقوق همچنان بی‌اعتناست.

کدام کودک؟ کدام حقوق؟

فهرستِ شاخص‌هایی را که در خطوط پیشین به آن اشاره شد می‌توان همچنان ادامه داد و صفحاتی ملال‌انگیز درباره‌ی ابعاد موضوع، چگونگی اجرایی کردنش، اطلاعات بودجه‌ای و مالی، دلایل اجرا شدن یا نشدن و دیگر واقعیت‌هایی که باید به آن شاخص‌ها متصل شوند سیاه کرد. اما پرسش این است که وقتی از شهردوستدار کودک حرف می‌زنیم، چه کودکی مدّ نظرمان است و برای او چه حقوقی متصور هستیم؟ با این دیدگاه می‌توان چند حلقه‌ی مفقوده‌ی اساسی را در شکل و محتوای مباحث رایج درباره‌ی شهر دوستدار کودک پیدا کرد. حلقه‌هایی که غیاب آن‌ها، زمینه‌ی تسلط نوعی باورمندیِ پنهان را در مفهوم شهردوستدار کودک را فراهم می‌کند. باورمندی‌ای که ابتدا حقوق را به امتیاز فرومی‌کاهد، و بعد با اعطای گزیده‌ای از آن امتیازها به بخش‌هایی از جامعه، زمینه مشروعیت‌یابی نظم جاری را فراهم می‌کند و در عین حال به بخش قابل توجهی از آن حقوق همچنان بی‌اعتناست.

پیمان نامه‌ی حوق کودک چه می‌گوید؟

طبق پیمان‌نامه‌ی حقوق کودکان، همه کودکان حق دارند در امور خود مشارکت کنند. این مشارکت امری صوری و کم اهمیت نیست. کمیته‌ی حقوق کودک سازمان ملل متحد به عنوان مفسر رسمی این سند بین‌المللی، بر این نکته تأکید دارد که منافع عالیه کودکان به عنوان هسته‌ی مرکزی حقوق کودکان، بدون مشارکت آزادانه و فعالانه کودکان قابل تحقق نیست. این مشارکت، تنها شامل کمک کودک به پدر و مادر یا اینکه از بچه‌ها بخواهیم برای خودش یا برای ما کاری انجام دهند نیست، بلکه شامل برپایی انجمن‌ها و اجتماعات، اظهارنظر درباره‌ی برنامه‌های مربوط به کودکان و مؤثر بودن در سیاست‌گذاری‌ها نیز می‌شود. این کمیته همچنین تأکید دارد که این مشارکت، بدون آزادی بیان و حق دسترسی آزادانه به اطلاعات امکان پذیر نخواهد بود. به عنوان مثال، کودکان از ذی‌نفعان اصلی مسائل اکولوژیک هستند و به همین دلیل حق دارند برای تأمین امنیت و پایداری آن مشارکت مستقیم و مؤثر داشته‌باشند. اما اگر کودکان درباره‌ی اکوسیستم، گرمایش زمین و تخریب محیط زیست، عوامل مؤثر در به خطر افتادن محیط زیست و دیگر دانش‌هایی از این دست اطلاعی نداشته باشند، چگونه می‌توانند به روش‌های محافظت از محیط زیست فکر کنند و در محافظت از زمین -به عنوان محل زندگی و تأمین کننده نیازهای اساسی و همچنین محل زندگی سایر جانداران- نقش‌آفرینی کنند؟

نبودِ جایگاهی برای مشارکت کودکان یکی از اصلی‌ترین حلقه‌های مفقوده برنامه‌های مربوط به شهردوستدار کودک است. این مشارکت قطعاً امری نیست که با برنامه‌های از بالا و از پیش تعیین شده بتواند جایی در برنامه شهردوستدار کودک باز کند.

نبودِ جایگاهی برای مشارکت کودکان یکی از اصلی‌ترین حلقه‌های مفقوده برنامه‌های مربوط به شهردوستدار کودک است. این مشارکت قطعاً امری نیست که با برنامه‌های از بالا و از پیش تعیین شده بتواند جایی در برنامه شهردوستدار کودک باز کند. بلکه نیازمند آن است که برای کودکان امکاناتی فراهم شود که بتوانند با مسائل دنیای پیرامون خود آشنا شوند و به آن‌ها اجازه داده شود حضور در فعالیت‌ها و برنامه‌هایی جز نمایش‌های فیلیته‌ای یا عمو پورنگ را نیز تجربه کنند. این امکانات، گرچه الزامات سخت‌افزاری نیز دارند، اما آنچه مهم است، فرهنگ و روشی است که در آن، ذهن کودکان امکان جست‌وجو دارد و قرار نیست انبانی باشد از اطلاعاتی برای موفقیت در کنکور یا امتحانات مدرسه. این امکان جست‌وجو معطوف به تقویت فردیت تک افتاده نیست، بلکه مستلزم تقویتِ فردیتی است که تحقق منافع خود را در تحقق منافع همگانی می‌یابد و مشارکت و خلاقیت نه تزئینات زندگی او، بلکه الزامات انسانی‌تر کردن جهان هستند.

یکی دیگر از ارکان اصلی پیمان‌نامه حقوق کودکان، برابری و مورد حمایت قرار گرفتن دربرابر هرگونه تبعیض است. با اینحال، به صورت عمومی تفاوت عمده‌ای در کیفیت و کمیّت خدمات شهری ارائه شده به مردم مناطق مختلف کلان‌شهری مانند تهران وجود دارد. به عنوان مثال، بر خلاف جوی‌های آب مناطق مرفه‌تر تهران، جوی‌های آب در مناطقی مانند دروازه‌غار یا شمیران‌نو، به ندرت لایروبی می‌شوند. از اردیبهشت ماه تا آبان‌ماه، گرمای هوا باعث می‌شود که مردم و کودکان در بوی تعفنی ممتد زندگی کنند. درباره‌ی رسیدگی به فضای سبز، آراستگی شهری و اماکن بازی نیز تبعیض در عملکرد نهادهای متولی شهری مشهود است و همین است که فرقی فارق میان پارک به یسیم و پارک نیاوران می‌بینیم. واقعیت آن است که بخش‌هایی از برنامه‌های شهری که می‌توانند محیط زندگی بهتری برای کودکان و بزرگسالان فراهم کنند و از این جهت همسو با ایجاد الزامات فضای دوست‌دار کودک هستند، به صورت تبعیض‌آمیز و بر مبنای میزان سرمایه اجتماعی-اقتصادی ساکنان نواحی شهری، اجرا می‌شوند. نمونه‌ی دیگر این موضوع علایم، نشانه‌ها و سرعت‌گیرهای روبه‌روی مدارس هستند. در حالی که روبه روی اغلب مدارس غیرانتفاعی و مدارس دولتی مناطق اصلی و شمالی تهران، از موارد مذکور برای تأمین امنیت کودکان استفاده می‌شود، در مناطق حاشیه‌ای غالباً چنین تجهیزاتی برای تأمین امنیت کودکان موجود نیست.

شهردوستدار کودک نمی‌تواند شهری باشد که هر نفس در آن، بلعیدن هوای مملو از ریزگردها و آلاینده‌هاست. این موضوع به ما نشان می‌دهد که چگونه شهردوستدار کودک، نمی‌تواند در قالب تحقق مجموعه‌ای از شاخص‌های انتزاعی درباره‌ی منافع کودکان، ایجاد شود.

کودک همچون انسان

شهردوستدار کودک، شهردوستدار انسان نیز هست. به عبارت دیگر، آن تلقی از شهردوستدار کودک که موضوع را در چارچوبی مبتنی بر مناسب‌سازی معابر و ساخت زمین بازی و نظایر آن برای کودکان خلاصه می‌کند، این مفهوم را تقلیل می‌دهد. کودکان حق بازی دارند، اما حق تنفس هوای سالم هم دارند و بازی در هوای آلوده، حتماً سلامت آن‌ها را به خطر می‌اندازد. شهردوستدار کودک نمی‌تواند شهری باشد که هر نفس در آن، بلعیدن هوای مملو از ریزگردها و آلاینده‌هاست. این موضوع به ما نشان می‌دهد که چگونه شهردوستدار کودک، نمی‌تواند در قالب تحقق مجموعه‌ای از شاخص‌های انتزاعی درباره‌ی منافع کودکان، ایجاد شود. در ۱۵ سال اخیر، تعداد قابل توجهی خودرو از طریق لیزینگ و تسهیلات مالی توسط مردم خریداری شده‌اند. شرکت‌های خودروسازی از فروش محصول خود سود می‌برند و بانک‌ها و مؤسسات اعتباری با سود وام و تسهیلات لیزینگ اعطایی به مردم برای خرید خودرو، منتفع می‌شوند. اما همه موضوع این نیست، فضای محدود شهر، جواب‌گوی پارک همه خودروها نیست و کم‌کم پارک خوردو تبدیل به امتیازی قابل خریداری می‌شود. حاشیه خیابان‌ها تبدیل به فضایی برای ایجاد درآمد شده است و شرکت‌های خصوصی (لابد با خرید مجوز از شهرداری‌ها) بابت اجازه پارک خودرو، پول دریافت می‌کنند. مالیات، پلاک‌کردن، جریمه، عوارض، بیمه، طرح ترافیک، هزینه‌های نقل و انتقال سند و دیگر مواردی از این دست، همگی برای نهادهای گوناگون درآمد زا هستند. این نمونه‌ها به خوبی می‌تواند نشان دهد که مجموعه‌ای از منافع اقتصادی جمعیتی محدود، چگونه سد راه تحقق منافع عالیه کودکان در زندگی شهری است. در حالی که تحقق نفع عمومی وابسته به توسعه حمل و نقل عمومی ارزان قیمت، سریع و راحت است، تولید ثروت برای نهادهای متولی، اهمیت بیش‌تری دارد و در اولویت قرار می‌گیرد.

دوران کودکی

تعریف دوران کودکی، یکی از مسائل پرمناقشه در دهه‌های اخیر بوده است. البته منظور در اینجا، آن بخش از مناقشات که مربوط به تفاوت تعریف کودکی از نظر قانون، شرع و پیمان‌نامه می‌شود نیست. با آنکه پیمان‌نامه استانداردهای بنیادینی را به عنوان حقوق کودکان مطرح می‌کند، پیش‌فرض‌های نظری گوناگون، در میدان عمل، برنامه‌های متمایز و حتی متضادی درپی دارند. به عنوان مثال پیش‌فرض‌های روانشناسی رشد پیاژه‌ای به عنوان رویکرد غالب در حوزه آموزش و پرورش کودکان، رشد را در قالب مراحل توسعه‌ی درک زمان، مکان و علیت صورت‌بندی می‌کنند و در نتیجه، فرایند رشد استاندارد را دستیابی به نظام شناختی مشخصی در بزرگسالی می‌دانند. علاوه بر این، پیش‌فرض‌های جامعه شناسی کارکردگرا به عنوان رویکرد نظری غالب دیگر، دوران کودکی را به مثابه‌ی دورانی می‌پندارند که کودکان با طی آن باید تبدیل به بزرگسالی کارآمد برای جامعه شوند. این دو رویکرد در کنار یکدیگر، نوعی از تلقی از دوران کودکی را برساخته‌اند که کودک در آن باید با طی یک فرایند استاندارد یعنی جامعه‌پذیری، تبدیل به موجودی کارآمد برای جامعه شود. طبیعی است که یکی از الزامات عملی شدن چنین رویکردی، محدودکردن میدان زیست و تجربه‌ی کودکان به آن قلمروئی است که برای دستیابی به اهداف مورد نظر به آن نیاز وجود دارد؛ تجربه‌های استانده، دارای چارچوب معین و تحت نظمی که با مراقبت، تنبیه و پاداش، تلاش می‌کنند کودکان را در محدوده نظام تربیتی خود نگه دارند. در نتیجه صلاح در این دیده نمی‌شود که این کودکان، پیگیر حقوق و منافع زندگی شهری خود باشند، زیرا استانداردهای موجود که توجیه‌گر و مبین این استانداردهای تربیتی است، نخستین موضوعاتی خواهند بود که در صورت تحقق مشارکت آگاهانه و کنش‌گرانه کودکان، به چالش کشیده خواهند شد.

رویکردهای برآمده از جامعه‌شناسی فرهنگی و انتقادی، کودکی را نه به مثابه‌ی دوران گذار، بلکه به مثابه دورانی مستقل می‌پندارند که در آن گرچه فرایند جامعه‌پذیری ممکن است قابل اجتناب نباشد، اما واجد ویژگی‌هایی است که به خودی خود ارزش‌مند و قابل تأمل هستند.

از سوی دیگر اما، رویکردهای برآمده از جامعه‌شناسی فرهنگی و انتقادی، کودکی را نه به مثابه‌ی دوران گذار، بلکه به مثابه دورانی مستقل می‌پندارند که در آن گرچه فرایند جامعه‌پذیری ممکن است قابل اجتناب نباشد، اما واجد ویژگی‌هایی است که به خودی خود ارزش‌مند و قابل تأمل هستند. این رویکردها بر تجربه‌ی آزادانه و خلاقانه‌ی کودکان و مشارکت آنان تاکید بیشتری دارند و دوران کودکی را در رابطه با دیگر پدیده‌های اجتماعی و انسانی بررسی می‌کنند. این رویکرد، کلیت زیست شهری را نه بر مبنای توافق منافع، بلکه بر اساس تضاد منافع همگانی و منافع اقلیت دارای قدرت، بررسی می‌کند.

گرچه هر دو رویکرد در بخشی از استانداردها توافق دارند، اما نکته قابل توجه این است که در رویکرد اول، شهر دوستدار کودک، شهری خواهد بود که اماکن خاصی برای کودکان دارد که با هدف هدایت تجارب کودک در مسیری اهداف تربیتی مبتنی بر افزایش تولید ثروت، ایجاد می‌شوند، در حالی که اگر به رویکرد دوم متمایل باشیم، شهر را به مثابه‌ی فضایی از زیست اجتماعی تعریف می‌کنیم که هر گوشه و کنار آن برای پرسه‌زنی و بازی کودکان مناسب است و امکان تجربه‌ای جدید و امن فراهم می‌کند و به کودکان امکان تعامل با شهر به مثابه یک کل را می‌دهد.

لزوم بازبینیِ انتقادیِ شاخص‌های شهر دوستدار کودک

فضای دوست‌دار کودک، تنها مجموعه‌ای از اقدامات اعمال شدنی برای تحقق شاخص‌هایی مشخص نیست. شاخص‌های رایج مربوط به شهردوستدار کودک، اغلب شاخص‌هایی هستند که جز اینکه متضمن ارزش‌های غالب هستند، رابطه‌ی روشنی با زندگی بخش‌های به حاشیه رانده شده مردم ندارند. کار کودکان مثالی مناسب برای تبیین این موضوع است. در دسترس بودن فضای بازی برای کودکان کار، می‌تواند یکی از شاخص‌هایی باشد که به حقّ بازی و کودکی کودکان کار اهمیت می‌دهد. اما موضوع این‌جاست که آیا شهر مجموعه‌ای متشکل از خیابان‌ها و کوچه‌هاست که مردم در آن به صورت اجزای یک ماشین نقشی مکانیکی ایفا می‌کنند یا تجربه حیات فردی و جمعی انسانی است که به این مجموعه از ساختمان‌ها، خیابان‌ها، اماکن عمومی معنا می‌بخشد؟ آیا بازی، از لحاظ کیفی و کمّی، تنها تحت تأثیر وجود یا عدم وجود زمین بازی است یا حتی تعریف و ماهیت بازی رابطه‌ای تنگاتنگ با دیگر ابعاد زندگی کودکان دارد و بازی در زندگی کودکان طبقات مختلف متضمن معانی و کارکردهای متفاوت است؟ از این رو جای این پرسش است که عطف تلاش برای ایجاد شهر دوستدار کودک به تلاش برای اعمال شدن مجموعه‌ای از شاخص‌ها بر فضای شهری تا چه حد در ریشه‌هایی که کیفیات زیستی غیرانسانی در زندگی شهری را به کودکان تحمیل کرده‌اند می‌تواند تغییر ایجاد کند؟ و نقش مردم، بالاخص آنان که صدای‌شان کم‌تر شنیده می‌شود، در تعریف مفاهیمی مانند شهر دوستدار کودک چیست؟ و همچنین چنین شاخص‌هایی، چگونه با شباهت‌ها و تفاوت‌های طبقاتی و تجارب متفاوت زیست روبه‌رو می‌شوند؟ و در نهایت آیا، در صورت فراهم بودن امکانات بازی، آیا شهر برای کودکان کار، شهردوست‌دار کودک خواهد بود؟

آموزش، امری انتزاعی نیست که کیفیات و محتوای آن و رابطه‌اش با واقعیت اهمیتی نداشته باشند. بلکه این موضوع که چه‌کسانی و چه تفکراتی تعیین کننده روش و محتوای آموزش هستند و آن آموزش چه نسبتی با واقعیت دارد تعیین کننده است.

دسترسی راحت به فضای آموزشی یک مثال دیگر است که می‌تواند نشان دهد مجموعه امکانات سخت‌افزاری مانند ساختمان مدرسه به تنهایی تضمین کننده دسترسی به آموش نیستند. طالبان نیز در طول سال‌های اخیر در نقاط مختلفی از پاکستان و افغانستان، برای نوجوانان امکانات آموزشی فراهم کرده‌اند. پس کدام کیفیت است که باعث می‌شود اقدامات و تلاش‌های ملاله برای ایجاد امکانات آموزشی، ترور وی را درپی داشته باشد، آن‌هم توسط بنیادگرایانی که خود به آموزش اهمیت می‌دهند؟ موضوع روشن است، آموزش، امری انتزاعی نیست که کیفیات و محتوای آن و رابطه‌اش با واقعیت اهمیتی نداشته باشند. بلکه این موضوع که چه‌کسانی و چه تفکراتی تعیین کننده روش و محتوای آموزش هستند و آن آموزش چه نسبتی با واقعیت دارد تعیین کننده است. به عبارت دیگر به صِرف تحقق شاخص‌هایی نظیر میزان سرانه و کاهش بُعد مکانی تا نزدیک‌ترین مرکز آموزشی، نمی‌توانند یگانه تضمین‌ها برای تحقق حقّ آموزش باشد.