نقد باهمستان بر پروژه شهر دانش

طرح «شهر دانش»، طرحی است جهت توسعه و ساماندهی دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی تهران که از حدود ۲۰ سال پیش (اواسط دهه هفتاد) مصوبات آن آغاز شده و از حدود ۱۵ سال پیش (اوایل دهه هشتاد)  اقدامات اجرایی اش در قالب جذب سرمایه‌گذاری‌ها و تملک ابنیه و تخریب آنها کلید خورده است. با انتشار کلیاتی از طرح تصویب شده در ابتدای سال ۹۶ در سایت دانشگاه تهران۱،  باهمستان مطالعات خود را پیرامون بررسی ابعاد مختلف طرح از خلال مصاحبه‌هایی با مردم محلی و پیگیری نشست‌ها و گزارش‌های مرتبط آغاز کرد.

طرح شهر دانش توسط مهندسین مشاور دکتر صفامنش و همکاران تهیه شده است و با حمایت دکتر مهدی حجت، دکتر محسن حبیبی و دکتر پیروز حناچی در کمیسیون توسعه و سرمایه‌گذاری دانشگاه تهران، کمیسیون ماده ۵ و شورای عالی معماری و شهرسازی تصویب گردیده است. این طرح، در ابتدا با هدف افزایش کمی سرانه آموزشی و پژوهشی دو دانشگاه علوم پزشکی و دانشگاه تهران، و بعدها به قصد توسعه فضاهای آموزشی و پژوهشی و فناوری، جهت همکاری متقابل میان شهر و دانشگاه و ارتباط روزافزون دانشگاه و صنعت تهیه شده است. طبق این طرح، دانشگاه تهران از سمت شمال تا بلوار کشاورز، از سمت شرق تا خیابان وصال شیراز و از سمت غرب تا خیابان کارگر گسترش خواهد یافت.

در این سال‌ها، علاوه بر چالش‌های تعلیق ادواری طرح، کشمکش میان صاحبان املاک و کسب و کار با دولت و کارفرمایان طرح، فراز و نشیب‌های تامین مالی پروژه و تغییر مهندس مشاور تهیه کننده، که در گزارش های دیگر به آنها پرداخته شده است، اجرای طرح پیامدهای اجتماعی و اقتصادی فراوانی در پی داشته است که در ادامه به گوشه ای از آنها اشاره می شود.
یکی از مهم ترین پیامدهای اجتماعی طرح که به دلیل تملک، تخریب یا حصارکشی درصد زیادی از بناهای داخل طرح توسط دانشگاه بوجود آمده، مهاجرت تعداد کثیری از اهالی بافت، متروک شدن آن، و جایگزینی واحدهای اداری، تجاری یا انبارها در این محدوده است، که علاوه بر پراکنده نمودن اجتماع محلی و از بین بردن هویت اصیل محله، در ساعات غیر اداری منجر به ناامنی شده است. در‌واقع هویت این محله که خود، نقش پررنگی در تعریف هویت تاریخی و جمعی تهران دارد، قربانی برنامه‌ریزی از بالا و نبود هیچ گونه ارزیابی اجتماعی و فرهنگی از تأثیرات طرح شده است. این در حالیست که در اهداف طرح ادعای «هویت بخشی به کلان شهر تهران» مطرح شده است. آیا نابودی هویت و زدودن خاطره موجود و جایگزینی آن با هویتی جدید و دیکته شده از بالا، در تضاد با این هدف نیست؟ لازم به ذکر است که فرآیند ناتمام ۲۰ ساله تهیه و اجرای طرح، به فرآیندی فرسایشی برای ساکنان محله تبدیل شده و آسیب های اجتماعی و اقتصادی وارد شده بر آن‌ها در طول این دو دهه، حس تعلق آنان را به محیط زندگی‌شان تا حد زیادی کاسته است.

همچنین طرح پیامدهای اقتصادی به دنبال داشته است. با تغییرات حاصله تا کنون (مانند انتقال دانشکده دندان‌پزشکی به امیرآباد شمالی) بسیاری از کسبه‌های اطراف دانشگاه، که شغل مرتبط با دانشگاه داشتند مجبور به تغییر شغل یا ترک این محل شده‌اند. در حالی که «تطابق شغل کسبه با محیط دانشگاه» از اهداف طرح معرفی شده است. از سوی دیگر از راهکارهای رسیدن به اهداف طرح «استقرار ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ شرکت دانش بنیان، استقرار موسسات آموزشی و تخصصی فوق برنامه، فروشگاه محصولات فرهنگی و علمی، سالن‌های اجتماعات و سمینار و ایجاد پارک‌های فناوری» بیان شده است. این راهکارها از یک منطق سودآور با رویکرد انباشت سرمایه از طریق تجاری‌سازی دانش و آموزش ارائه شده و نتیجه‌ای جز دامن زدن به شکاف طبقاتی و انحصار دانش در خدمت طبقه ثروتمندتر جامعه را به دنبال نخواهد داشت. همچنین برچسب «افتادن درون طرح» و صادر نکردن مجوز ساخت و نوسازی و عدم مجوز فروش املاک به اشخاص حقیقی و حقوقی به غیر از دانشگاه عاملی مضاعف برای افول اقتصادی محله و ترک آن از سوی ساکنان بوده است.

تاکنون تملک ۶۴ درصد از زمین‌های مورد نظر با استفاده از وامی که از یونسکو برای پروژه تأمین شد و پس از آن پروژه به مدت ۸ سال به حالت تعلیق درآمد که منتشر نشدن گزارش‌های مالی و عدم شفافیت در این حوزه، در کنار تعلیق های ادواری طرح، شایعاتی را بین اهالی محله درباره فساد مالی در فرآیند اجرای پروژه را موجب شده است که باهمستان سندی در رد یا تایید آن پیدا نکرده است.

از منظر حق بر شهر، می توان گفت که در این پروژه همه چیز در خدمت دانشگاه تهران قرار می گیرد و هر مقدار بهای انسانی که لازم باشد برای آن پرداخت می‌شود. در واقع پیامد این طرح، تبدیل یک گتوی ۲۷ هکتاری در مرکز پایتخت به یک گتوی ۵۲ هکتاری در تسلط قشر «کارآفرین» است و در این راه سایر گروه‌های اجتماعی شهر نه تنها دیده نشده بلکه به راحتی حذف شده یا به حاشیه رانده می‌شوند.

از طرف دیگر، مشارکت ساکنان در فرآیندهای توسعه شهری که از مولفه‌های بارز حق بر شهر بشمار می رود، در فرآیند این طرح در نظر گرفته نشده‌ است. در مقدمات چنین طرح‌هایی طی فراخوان‌های عمومی برای ارائه طرح از جانب گروه‌های مختلف مسابقاتی برگزار می‌شود تا طرح‌های مختلف ارائه شوند و از بین آن‌ها طرح برگزیده انتخاب شود. اما سازوکار انتخاب مشاور، تهیه طرح و تصویب آن به صورت محرمانه و بدون اطلاع عموم یا مشارکت و مشورت گرفتن از مردم، نهادهای مردمی یا کارشناسان شهری صورت پذیرفته است. برگزاری نشستی پس از تصویب طرح به صورت یک جلسه  توجیهی با دعوت از فرهیختگان جامعه  دانشگاهی و حرفه‌ای،  بدون حضور ساکنان محلی که بیشترین تاثیر را از پیامدهای این طرح می‌پذیرند، خود نمایانگر نگاه از بالا و در نظر نگرفتن حقوق اقشار مختلف است. 

در پایان باید اظهار داشت که تا کنون بخش عمده ای از فرآیندهای توسعه شهری در ایران تراژدی تکرارشونده‌ای از عدم شفافیت، نادیده گرفتن جامعه محلی، طرح‌های دیکته شده از بالا و پیامدهای فاجعه بار اقتصادی و اجتماعی بوده است. امید است پروژه شهر دانش، با جذب حساسیت طیف وسیعی از گروه‌های اجتماعی بتواند آغازی بر پایان این نوع نگرش منسوخ به توسعه شهری باشد.

پینوشت:‌ باهمستان پرونده‌ای در رابطه با گزارش‌ها و مقالات چاپ شده در خصوص طرح توسعه دانشگاه تهران تهیه کرده است که در پیوند(+) می‌توانید مشاهده کنید.