کاظم فرج اللهی: دست‌فروشی: اشکال و جایگاه طبقاتی آن

دستفروشی پدیده ایست که از زمان پدیدار و مسلط شدن تولید کالایی تا به امروز تقریبا در همه جوامع بشری وجود داشته و بسته به ویژگی‌های تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و جغرافیای هر جامعه در هر دوره زمانی اشکال متفاوتی به خود گرفته است. دست فروش فروشنده ایست که مکان ثابت و دایمی ندارد و به راحتی می‌تواند از جایی به جای دیگر برود. بیشترین شمار دستفروشان را می‌توان در کنار خیابان‌ها و گذرگاه‌ها دید که به عرضه و فروش انواع غذا‌ها وکالاهایی که حمل و نگهداری آن‌ها آسان است می‌پردازند.
اشخاص در جامعه بسته به خاستگاه و دیدگاه‌های متفاوت خود و همین طور نهاد‌های دولتی و غیر دولتی بسته به منظر و زاویه برخورد این نهاد‌ها به جامعه و مسایل آن نسبت به پدیده دستفروشی به گونه‌های متفاوت برخورد می‌کنند؛ گروهی دستفروشان را افرادی سزاوار حمایت و یا لطف می‌شناسند ودیدگاهی دیگر آن‌ها را افرادی سودجو، متخلف، خطاکار و یا مجرم می‌دانند، یک حقوق‌دان دولتی – از منظر دولت و قوانین- دستفروشان را در زمره کسانی می‌داند که با این روش از پرداخت مالیات بر کسب و کار و درآمد فرار می‌کنند و هیچ تعهد و تضمینی هم در حوزه قیمت و مرغوبیت کالایی که عرضه می‌کنند ندارند و حتا از زاویه فرار از پرداخت مالیات و… متخلف، مجرم و… و قابل پیگرد هستند. حقوق دانان مستقل و مردمی‌ای هم هستند که دستفروشان را کسانی می‌دانند که به هر دلیل از داشتن حق کار و داشتن شغل و امکان امرار معاش مکفی و پایدار محروم شده‌اند، در نهاد‌هایی چون شهربانی و پلیس هستند کسانی که دستفروشان را گروهایی می‌پندارند (دست کم بخشی از آن‌ها را) که در پوشش دستفروشی به کارهایی خلاف چون خرید و فروش غیر قانونی مواد وخصوصا مواد مخدر، مشروبات وکالاهای غیر قانونی و قاچاق و… وخلاصه کلاهبرداری می‌پردازند. در شهرداری نهادهایی وجود دارد که ماموران آن‌ها با دستفروشان به اتهام سد معبر و ایجاد مزاحمت برای رهگذران، اغلب بی‌رحمانه و خشن برخورد می‌کنند، آن‌ها را شایستهٔ پیگرد و جریمه شدن می‌شناسند؛ دستفروش‌ها را جلب و جریمه و کالاهای آن‌ها را توقیف می‌کنند،‌گاه در ازای دریافت مقداری پول نقد و یا کالا (رشوه و حق و حساب) آن‌ها را و جرمشان را به طورموقت ندیده می‌گیرند و اجازه فعالیت می‌دهند. و در همین شهرداری نهاد‌هایی هست که در ازای دریافت رسمی مبالغی پول از برخی دستفروشان، به طور موقت و در مکان‌هایی چون بازارهای منطقه‌ای و فصلی و موسمی و بازار‌های روز و در حاشیه پارک‌ها و… نه تنها اجازه فعالیت که حتا سرویس و خدمات معینی نیز به آن‌ها ارایه می‌دهند.

• جلوه‌های دست فروشی و جایگاه طبقاتی آن
در گذشته و شاید تا حدود پانصد سال پیش از این دستفروشان بطور عمده کسانی بودند که کالاهای مورد نیاز روستاییان را بطور پیاده و کولبری و یا با استفاده از الاغ و گاری و بعد‌ها با موتورسیکلت و… از شهر‌ها تهیه و در میدان و کوچه‌های روستایی به مشتریان خود عرضه می‌کردند و یا بالعکس روستاییانی بودند که مازاد محصولات تولیدی خود را پیاده و یا با وسایل مختلف حمل و در حاشیه شهر‌ها و خیابان‌ها به فروش می‌رساندند. اینان اغلب شیوه‌ها، دفا‌تر و حساب‌هایی برای فروش نسیه ویا قسطی کالا به مشتریان خود داشتند. با گسترش شهر‌ها و شهر نشینی از یک سو و ویرانی وخالی از جمعیت شدن تدریجی روستا‌ها از دیگر سو این اشکال بتدریج کم و کمتر و اشکال متنوع و جدیدی جایگزین شد:
• کنار جاده‌ها و بزرگ راه‌ها اغلب دستفروش‌هایی را می‌بینیم که درون یا کنار اتومبیل یا آلاچیقی کالاهای خود را تبلیغ و عرضه می‌کنند، و نیز مقابل کارخانه‌های بزرگ و بنگاه‌هایی که تعداد کارکنان آن‌ها زیاد است هنگامه شروع و پایان کار (شیفت)، بازارچه کوتاه مدت (کمتر از نیم ساعت) و بسیار پر رونقی تشکیل می‌شود که تقریبا همه کالاهای مورد نیاز کارگران را با قیمت و کیفیت مناسب و‌گاه حتا فروش نسیه تا سر ماه و موعد پرداخت حقوق تشکیل می‌شود. فروشندگان این بازار دستفروش‌هایی هستند که به نوعی با کارگران این واحد‌ها در ارتباط‌اند و‌گاه خود کارگر این واحد‌ها هستند و یا بوده‌اند.
• دستفروشان بی‌شماری در شهر‌ها و در حاشیه خیابان‌ها و پیاده رو‌ها روی زمین بساط می‌گسترانند و کالاهای مختلف را برای فروش عرضه می‌کنند این گروه سرمایه کم و قدرت تحرک کم تری دارند و اغلب مورد تعرض و حمله مأموران مختلف شهرداری و.. قرار می‌گیرند. در این گروه‌گاه مغازه دارانی یافت می‌شوند که کالاهای بنجل و واخورده خود را بعنوان دستفروش در بساطی جلوی مغازه خود و با قیمتی کمتر به فروش می‌رسانند. هراز گاهی اینجا و آنجا شاهد درگیری‌های جزیی و یا شدید و گروهی این عده با مأموران رفع سد معبر شهرداری‌ها هستیم.
• دستفروشانی که با چرخ دستی (طواقی) و یا اتوموبیل و اغلب وانت بار دوره گردی می‌کنند معمولا جا و مکان و حوزه گردش خاصی ندارند و اغلب بطور اتفاقی مورد شکار قرار ماموران قرار می‌گیرند.
• دستفروشی در ایستگاه‌های اتوبوس (درون و بین شهری) و قطار و یا بار انداز‌ها وترمینال‌های باربری. این گروه در بساط یا چرخی کوچک که به سرعت قابل جمع شدن و جابجایی است کالا‌های ارزان قیمت بین راهی مسافرین مثل سیگار – آدامس انواع خوراکی‌ها و‌گاه روزنامه و نشریات را به مشتریان خود عرضه می‌کنند.
• دستفروشی درون قطار‌ها و ایستگاه‌های مترو – عرصۀ گسترده‌ای دارد و انواع کالا‌های مصرفی خانواده توسط این گروه عرضه می‌شود. در این گروه از کودکان – جوانان، زنان و مردان میان سال و سال خورده را می‌توان دید تا زنان و دختران شیک پوشی که بعضاٌ می‌گویند دستفروشی در مترو برای آن‌ها در آمد بیشتری از تدریس زبان خارجی دارد.
• خوانند گان و نوازندگان دوره گرد و بعضا ٌ هنرمندان خیابانی را هم شاید بتوان به تعبیری در زمرۀ دستفروشان به حساب آورد. هنرمندان نوازندگانی که در کوچه و خیابان و اتوبوس و یا گوشه‌ای از یک میدان پررفت و آمد میز یا سکو و یا سفره‌ای گسترده‌اند و ترنم موسیقی یا آوازبه عابران عرضه می‌کنند. اینان‌گاه هیچ بهره و اندوخته‌ای از هنر و موسیقی ندارند وتن‌ها سوء استفاده می‌کنند و‌گاه هنرمندان قابلی هستند که هیچ عرصه و می‌دانی نیافته‌اند.
• خاستگاه و طبقه بندی دست فروشان
دستفروشان با گرایش‌های فکری و طبقاتی مختلف به طور عمده به لایه‌های نیمه پایینی اقشار میانی جامعه ویا طبقه کارگر (بریده شده ازمحیط کار) تعلق دارند که به دلایل مختلف برای دورهای کوتاه یا میان مدت از این طریق گذران زندگی می‌کنند، درصد کمی از این گروه‌ها این کار و این شیوه کسب درآمد را برای مدت طولانی و یا به عنوان شغلی دایمی انتخاب می‌کنند.
در یک نگاه کلی به دستفروشان می‌توان این لایه‌ها را ازهم تمیز داد.
۱- بخش بزرگی از دست فروشان را زحمتکشان شهری و روستایی تشکیل می‌دهند که از شهر و دیار خود در جستجوی لقمه‌ای نان به شهرهای بزرگ و پایتخت روی آورده در حاشیه شهر‌ها ساکن شده و به دستفروشی در جاهای مختلف می‌پردازند. بسیاری از این‌ها با گذشت چند سال و یاد گرفتن راه و چاه کار، کار و کسبی (کوچک و بتدریج بزرگ‌تر) برای خود راه می‌اندازند و یا جذب محیط‌های مختلف کار (تولید یا خدمات) شده به طبقه کارگران و حقوق بگیران شهری می‌پیوندند. برای این دسته فروشندگی (دستفروشی) پلی است که آنان را از – محیط روستایی به زندگی شهری و طبقه کارگر پیوند می‌دهد. گروه کوچکی از این بخش نیز با یادگیری راه و رسم کاسبی توام با کلاه برداری (کاسبی بدون کلاهبرداری چقدر واقعیت دارد؟) و کلک به جمع فروشندگانی دوره گردی گره می‌خورند که با چرب زبانی، کالاهای تقلبی را با قیمت‌های بالا و بدون بجا گذاشتن ردپایی از خود به مشتریان بی‌تجربه می‌فروشند و در واقع کلاه‌بردارند!
۲- بخش بزرگ دیگری از دست فروشان در واقع بخشی از طبقه کارگرند؛ جوانان جوینده کاری (کارگران آینده) هستند که به هر دلیل هنوز نتوانسته‌اند فرصتی برای فروش نیروی کار خود پیدا کنند و در جایگاه طبقاتی خود قرار بگیرند. به این جمع کارگران بیکار شده‌ای را باید افزود که در فاصله بیکارشدن تا یافتن کاری دیگر و امکانی مجدد برای فروش نیروی کار خود برای گذران زندگی ناگزیر به دست فروشی می‌پردازند. همین طور است کارگرانی که دست فروشی شغل دوم آن‌ها محسوب می‌شود به این بخش گروه کوچکتری را هم باید افزود: فرزندان کارگران و زحمتکشان شهری و روستایی که به دلایل مختلف برای کمک به اقتصاد خانواده راهی خیابان و دست فروشی شده و بخشی از کودکان کار و خیابان را تشکیل می‌دهند.
3- بخش بسیار کوچکی از دستفروشان در واقع گروه‌های فرصت طلب و تنبلی هستند که به دلیل فرار از سختی کارهای منظم و دیسیپلین کار گروهی به دستفروشی در شکل و اندازه‌های مختلف روی می‌آورند. پدیده‌های کلاهبرداری، قاچاق، فروش اجناس بنجل ونامرغوب و تقلبی با قیمت‌های گران و عدم پذیرش هرگونه مسئولیت در قبال کالای فروخته شده بیش از همه در این گروه ازدست فروشان دیده می‌شود. به این گروه، گدایان و کلاهبردارانی را هم باید افزود که در قالب دستفروشی در واقع گدایی می‌کنند و یا به انواع اعمال خلاف دیگرمی پردازند.

Connect with Me:

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
اطلاع از