گزارشی از هویت محدوده‌ای در میان محله سعادت‌آباد و شهرک نیایش

 

باغ چالی که به شهرک نیایش رسید

محله من، ۱۳ آبان ۱۳۹۴ : از شمال بزرگراه چمران که عبور می‌کنید؛ بعد از خیابان فرهنگ، وارد محله سعادت‌آباد می‌شوید. اینجا یکی از محله‌های مدرن و لوکس تهران است. محله‌ای که در آن می‌توانید برج‌ها و ساختمان‌های مدرن را مشاهده کنید؛ ولی درست در همین محله و در پشت برج‌های شهرک آتی‌ساز، شما با چهره‌ای متفاوت از محله سعادت‌آباد روبه‌رو می‌شوید. چهره‌ای که هیچ شباهتی به محله مدرن سعادت‌آباد ندارد. اینجا بخشی از شهرک نیایش است؛ خانه‌های آجری و قدیمی، باغ‌های وسیع و مغازه‌ای کوچک و رنگ باخته، با چند مسجد و حسینیه نشان از بافت سنتی آن دارد. با اینکه نام محله متعلق به اوج شهرنشینی در تهران است؛ ولی گویا محله حکایت دیگری دارد. این محدوده از شهرک نیایش میان برج‌ها و ساختمان‌های مدرن محله سعادت‌آباد محصور شده است. در گزارش این شماره درباره هویت این محدوده از منطقه گفته‌ایم.

باغ چاله ونک

حدود ۶۰ سال قبل شهرک نیایش امروز، به باغ چاله ونک شهرت داشت. به گفته اهالی قدیمی شهرک، باغ چاله بخشی از ده‌ونک به شمار می‌رفت. به این محدوده از منطقه باغ چاله می‌گفتند چراکه که در گودالی واقعه شده بود. گودالی که درختان جنگلی بی‌شماری داشت. در آن زمان داماد «مستوفی الممالک» یعنی «غلامحسین سمیعی»، مالک زمین‌های باغ چاله ونک بود، روایت است که غلامحسین سمیعی از طرف حاکم وقت مأمور بود که با کشت و زرع، باغ چاله ونک را‌ آباد کند. باغ چاله از شمال به رشته کوه‌های اوین، از جنوب به ده خوردین، از شرق به کن سولقون و از غرب به تپه‌های شمس‌آباد می‌رسید. امروز با گذشت سال‌ها وقتی به باغ چاله نگاه می‌کنید نشانه‌هایی از گذشته‌های دور را در آن می‌بینید. هر چند از درختان وحشی و گودال خبری نیست؛ ولی بافت دیوارهای کاهگلی، باغ‌های وسیع، خانه‌های آجری با طبقات کم، نشان از هویت محله دارد.

ساکنان اولیه

در گذشته داخل باغ چاله پر از درختان وحشی و درختان میوه مانند ازگیل، انار، زرشک، توت و… بود. «مختار زینعلی» وقتی از باغ چاله حرف می‌زند؛ گویا از بهترین خاطرات زندگی‌اش می‌گوید. او از نخستین ساکنان باغ چاله است. حدود ۶۰ سال قبل زینعلی درحالی که کودک ۶ ساله‌ای بوده، با خانواده‌اش از قم به تهران آمده و در باغ چاله ساکن می‌شوند. او ادامه می‌دهد: «آن زمان در باغ چاله فقط ۶ خانوار زندگی می‌کردند که اغلب قمی یا یزدی بودند.» مختار زینعلی نام برخی از مردان خانوارها را به یاد می‌آورد. مش قاسم، مش حسین آسیابان، مش غلام، غلامحسین آقلی و… که همه آنها از کارگران داماد «مستوفی الممالک» به شمار می‌رفتند. او صاحب باغ چاله بود. گاوداری و دامداری داشت و از ۸۰۰ رأس گوسفند و ۷۰ رأس گاو در دامداری نگهداری می‌کرد. زمین‌های کشاورزی هم اطراف باغ چاله بود. کارگران برای غلامحسین سمیعی دامداری و کشاورزی می‌کردند. هر ماه هم حقوق می‌گرفتند. محله هم تنها ۲ کوچه به‌نام‌های حاج ممد و باغ چاله داشت.

زندگی میان خانه‌های خشتی و گلی

زینعلی روزهایی را به یاد می‌آورد که باغ چاله اطرافش پر از گندم‌زار و یونجه‌زار بود. مردم در خانه‌های خشتی و گلی و میان باغ‌های میوه، کنار رودخانه‌ای که از کوه‌های اوین می‌آمد و به رود دره معروف بود؛ می‌زیستند. هنوز هم بقایای دیوارهای کاهگلی در باغ‌های محله دیده می‌شود که نشان از آن روزگاران دارند. «حسن آریافر» از اهالی قدیمی محله تعریف می‌کند: «مردهای محله صبح زود، آفتاب نزده، سر زمین کشاورزی می‌رفتند و غروب باز می‌گشتند. برخی هم دامداری می‌کردند. زن‌ها در خانه وظیفه دوشیدن شیر، چیدن علف و… را به عهده داشتند. داخل همه خانه‌ها تنور بود. گندم را در آسیاب ونک آرد می‌کردند. سپس بانوان در تنور خانه‌ها نان می‌پختند. سایر مایحتاج روزانه را هم از محصولات دامداری و کشاورزی تأمین می‌کردند.» حسن آریافر می‌گوید: «محله باغ چاله چند قنات معروف داشت که می‌توان به مواردی مانند قنات خوردین، قنات کوچک، قنات آسیاب و قنات چمن اشاره کرد. باغ‌های معروف محله هم باغ حاج ممد، باغ مستوفی، باغ فیروزگر و باغ سمیعی نام داشتند.»

برف‌روبی سیزده‌به‌در

هویت‌های از بین رفته محله باغ چاله در ذهن «مختار زینعلی» و از نخستین ساکنان محله، هنوز پررنگ است. او از روزهایی برایمان می‌گوید که اهالی با پای پیاده به ونک می‌رفتند. حمام در ده‌ونک بود. البته شب‌های جمعه خانواده مستوفی حمام خزینه ونک را قرق می‌کردند و سایر روزها برای مردم عادی بود. اهالی اموات خود را در قبرستان ونک یا قبرستان کوچکی که در باغ چاله قرار داشت؛ دفن می‌کردند. حالا سال‌هاست که قبرستان کوچک به پارک ونک تبدیل شده است. او از آداب و رسوم عیدها برایمان می‌گوید: «عید که می‌شد اهالی رسم داشتند به دیدن غلامحسین مستوفی یا خان محله ساکن ده‌ونک بروند.» او هنوز بوی شاه دانه‌هایی که بزرگ‌ترها عیدها در جیبش می‌ریختند را حس می‌کند. تصویر تخم‌مرغ‌های رنگی را به یاد می‌آورد و… وقتی از تفریحات اهالی می‌پرسم می‌گوید: «یک سال سیزده‌به‌در، برف زیادی در باغ چاله آمد. سال ۱۳۵۰ بود. آن روز تفریح ما برف‌روبی در پشت‌بام‌های محله بود.»

تغییر چهره باغ چاله
در دهه ۴۰ و بعد از اصلاحات ارضی در تهران، بافت روستایی محله باغ چاله هم تغییر کرد. «‌محمد دربندی» از دیگر اهالی محله می‌گوید: «‌سال ۱۳۴۸ پل چمران ساخته شد. محله سعادت‌آباد هم بعد از آن شکل گرفت. به مرور برج‌ها و ساختمان‌های مدرن در اطراف باغ چاله ساخته شدند. خانه‌های کاهگلی هم جای خود را به خانه‌های آجری دادند. دامداران و کشاورزانی که در محله به‌عنوان کارگر کار می‌کردند، زمین‌های خود را با حق ریشه فروختند. با این شیوه مالکان جدید به محله آمدند. آن زمان ۲ نفر از مالکان اصلی محله، علی کاغذچی و صمد کمپانی نام داشتند که اغلب زمین‌ها را به قطعات کوچک تقسیم کردند و فروختند. اوایل انقلاب حدود ۱۶۰ خانوار در این محله و اطرافش زندگی می‌کردند.

صاحبان جدید محله باغ چاله نخستین‌ کاری که انجام دادند؛ ساخت مسجد و مدرسه بود. در حال حاضر قدیمی‌ترین مسجد محله در خیابان میر مالک واقع شده است که در سال‌های ۱۳۶۰ توسط اهالی و با هزینه آنها در هزار‌مترمربع ساخته شد. مسجد صندوق قرض‌الحسنه، مکان ورزشی، کانون فرهنگی، خیریه، بسیج و کتابخانه دارد. مدرسه هم در همان سال‌ها توسط اهالی و کنار مسجد ساخته شد که در مقطع دبستان بود. به گفته اهالی قدیمی، بعد از مدتی در مدرسه آتش‌سوزی اتفاق می‌افتد که اهالی ناچار می‌شوند؛ فرزندان خود را به مدرسه‌ای که در محله سعادت‌آباد تازه تأسیس وجود داشته، بفرستند. بعد از آن هم شهرداری آنجا را به‌عنوان ستاد ساماندهی رود دره اوین درکه مالک می‌شود.

تنها میراث قدیمی

امروز از باغ چاله نامی نیست. به جای آن شهرک نیایش آرام و استوار در دل محله سعادت‌آباد ایستاده است. شهرکی که زمانی روستا بود. از نقاط شاخص محله وجود ۲ پل نیایش در شمال و پل مدیریت در جنوب است. از خیابان‌های اصلی هم می‌توان به خیابان شهید یعقوبی‌نژاد، شهید دیندار، شهید میرمالک، شهید مهرآفرین و شهید سوری اشاره کرد. در بخش شمالی شهرک، برج‌های آتی‌ساز دیده می‌شود. داخل شهرک ولی هیچ شباهتی به شهرک‌های امروزی ندارد و بیشتر دارای بافت سنتی و قدیمی است. وجود بقایای باغ‌های قدیمی و دیوارهای کاهگلی در حفظ بافت سنتی کمک می‌کند. در محله تنها یک خانه با سقف شیروانی و دیوارهای کاهگلی دیده می‌شود که از خانه‌های باغ چاله به شمار می‌آید و البته درحال نابودی است. روبه‌روی محله تصویر برج بلندی بر روی یک تپه را می‌توان دید که اطراف آن را خانه‌های آجری در متراژهای کوچک فرا گرفته‌اند. به نظر می‌رسد برج‌ها تصمیم دارند؛ محله را در خود فرو ببلعند.

Connect with Me:

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
اطلاع از