قمر فلاح: دستفروشی در مترو

دستفروشی به طور عام و دستفروشی در مترو به طور خاص نمودی از ناتوانی سازگار قانونی و مدیریتی جامعه در تأمین مشاغل به ویژه زنان شهری و بازتاب سیاست‏های خیابانی و راهکارهای مردمی در ایجاد شغل و تأمین معاش است، به سخنی آنجا که دولتمردان و برنامه‏های قانونی در احقاق حقوق مردمی ناموفق هستند، مردم توانایی آن را دارند که از فرصت‏های ایجاد شده در راستای ادامه زندگی و کسب درآمد به نحو مطلوبی بهره‏گیری کنند و به نحو غیررسمی و غیرمتعارف تراز منفی بازار کار را تعدیل کنند.
مطابق با اصل ۲۸ قانون اساسی “هر کس حق دارد شغلی را که بدان مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست، برگزیند. دولت موظف است، با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون برای همه افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی را برای احراز مشاغل ایجاد نماید.”
طبق ماده ۲۳، ۲۴ و ۲۵ بیانیه حقوق بشر، انسان‏ها حق دارند برای ادامه زندگی از حداقل معاش برخوردار باشند، با توجه به گسترش زندگی شهری حقوق اجتماعی فراتر از حقوق بشر مطرح شد،. در چارچوب این حقوق، متناسب با نیازهای روز، انسان‏ها حق دارند از زندگی سالمی برخوردار باشند. یکی از ملزومات آن حق داشتن کار است، حق مسکن، حق تحصیل، حق داشتن تفاوت‏ها، و حق برخورداری از برابری فرصت‏ها و … مواردی از این حقوق است که بسیاری از آن‏ها به عنوان حق جمعی و حق شهروندی مطرح هستند و در قانون اساسی پیش‏بینی شده است.
برپایه نتایج سرشماری سال ۱۳۹۰ حدود ۲۸۰۰۰۰۰ نفر جمعیت به عنوان جمعیت فعال در بازار کار شهر تهران حضور دارند که از آن میان حدود ۵/۸۶% موفق به داشتن شغل و ۵/۱۳% ناموفق از کسب شغل و درآمدبوده وبیکار مانده‌اند. وضعیت زنان جویای کار به مراتب بدتر ارزیابی می‏شـود، چنانچه میزان بیکاری به ۷/۲۱% رسیده است. این داده‏ها بیانگر آن است که مردم ما مجبورند راهی را بیابند که بتوانند امور زندگی خود را بگذرانند. دستفروشی در مترو یکی از راهکارهای گزیده شده از سوی همین مردم جویای کار است.
بدون شک این نوع مشاغل در گروه مشاغل کاذب و غیررسمی (Informal) طبقه بندی می‏‌شـوند، زیرا طبق قوانین رسمی مکان مشخص مراجعه ندارند، مالیات و عوارض نمی‏پردازند و مجوز فعالیت نیز ندارند، امّا براساس ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی کاری خلاف و غیرمشروع انجام نمی‌گیرد، تلاشی است برای کسب درآمد اگر چه بر اساس قوانین شهرداری خلاف است، این تعارضی بین سیاستگذاری کلان و قوانین جاری است که هزینه آن را مردمی می‌پردازند که خود قربانیان نا کارآمدی برنامه‌ها وسیاستگذاری ها هستند.
با شروع فعالیت مترو متکدیان اولین گروه استفاده کننده غیرمتعارف مترو شدند. رشد تکدی‏گری پیامد اجرای برنامه تعدیل اقتصادی پس از جنگ است که در دهه ۷۰ همراه با تورم و گرانی، گسترده‏تر شدن و عمیق‏تر شدن فقر شهری به صورت کودکان و زنان کار، در خیابان‏ها حتی به نحو سازمان یافته‏ای ظهور و تاکنون به طور فزاینده‏ای گسترش یافته است. اما دیری نپایید که دستفروشی در مترو به صورت استفاده خلاقانه از نوعی فضای عمومی ایجاد شده، شروع و همراه با گسترش آن تکدی‏گری در مترو روندی کاهنده یافت. این بدان معنا است که فضای کار نمی‏تواند با فضای تکدی‏گری هم‏پوشانی داشته باشـد و متکدیان در استفاده از این فضا به میزان دستفروشان موفق نبوده‏اند.
دستفروشی در مترو را مردان آغاز کردند، امّا زنان با پشت کار و فروش انواع مایحتاج زنانه در شرایطی چون جدا بودن واگن خانم‏ها این شغل را به صورت تقریباً زنانه درآورده‏اند.
تاکنون زنان به انواع فروش وسایل آشپزخانه، لوازم آرایشی و بهداشتی، لباس زیر و دیگر انواع پوشاک و انواع مواد خوراکی، و لوازم زینتی قابل حمل و سبک، مبادرت ورزیده‏اند.
زنان فروشنده در مترو به تدریج آموخته‏اند که چه بفروشند، در چه زمانی بفروشند، قلمرو فعالیت خود را در چه ایستگاه‏هایی شناسایی و اجرا کنند و چگونه در مقابل مأموران قانونی از فعالیت و اجناس خود مراقبت کنند. این زنان در عین رقابت با یکدیگر با یکدیگر همکاری دارند. حضور مأموران را به یکدیگر اطلاع می‏دهند، از اجناس یکدیگر حفاظت می‏کنند و حتی در مقابل مأموران به اعتراض دسته جمعی اقدام می‏کنند.
اگر در ابتدا زنان به اجبار برای امرار معاش به این کار روی می‏آورده‏اند و با پوشش چادر و بستن ماسک تلاش می‏کرده‏اند که چهره‏شان شناسایی نشود، امروزه دختران جوان و زیبا با پوشش‏های شیک و چهره‏ای بدون شرم و خجالت فروشندگی در مترو را پیشه خود ساخته‏اند. از این رو فروشندگان زن در مترو طیف وسیعی از زنان را در گروه‏های مختلف سنی و گروه‏های اجتماعی از زنان خانه‏دار تا دختران دانشجو را دربر می‏گیرد.
هنرمندانی که با انواع سنگ، چرم، زنجیر، و … لوازم زینتی می‏سازند و می‏فروشند، زنان خلاقی که محصولات خود را اعم از لواشک، انواع سبزی خشک، انواع خشکبار، پوشاک تولید شده خود را می‏فروشند تا زنانی که اجناسی را از بازار تهران و یا بازارهای دوردستی چون بانه، مریوان و … و دیگر بازارچه‏های مرزی خریداری می‏کنند. یادگرفته‏اند که از روش‏های مدرن و علمی برای تبلیغات استفاده کنند. چگونگی تولید اجناس خود را و مشخصات و مزایای جنس و نیز چگونگی استفاده آن هارا از طریق چاپ اطلاعیه به آگاهی خریداران برسانند. برای سفارش‏گیری کارت دارند و شماره تلفن همراه می‏دهند. آیا این ویژگی‏ها بیانگر کارآفرینی زنان نیست، مدیران شهری و مسئولان باید این ظرفیت‏ها را بشناسند، بپذیرند و بسترهای ظهور این خلاقیت را فراهم آورند، تجربه نشان داده است که هیچگاه با بگیر و ببند و خشونت نمی‏توان مانع دستفروشی ویا هر اقدام مردمی شـد، این نوع عملیات خشونت‏آمیز تاکنون یک کشته داده است، به نظر می‌رسد تداوم روش‏های تقابلی ¬موجب می‌شود واکنش‏های اعتراضی بیشتر شود، چرا که امرار معاش و کسب درآمد برای تداوم زندگی خود و اعضای خانواده جدی‏تر از آن است که بتوان به هر طریق مانع آن شـد، آن را قبول کنیم.
برای بروز این نوآوری‏ها و ظرفیت‏های نهفته در این انسان‏های شریف، مدیریت شهری باید باهمکاری و مشارکت خودشان فضایی ویژه برایشان تدارک ببیند و بجای تقابل به فعالیت آنان احترام بگذارد.